«برخورد نیروی انتظامی» با تجمع حامیان محمدعلی طاهری

 

عکسی از تجمع هواداران محمدعلی طاهری مقابل بیمارستان بقیه‌الله در ۳۰ مهر

0b0289d7-4b3e-4982-bedf-e8d7c8219f06_cx0_cy1_cw0_w987_r1_s_r1-2

گزارش‌های شهروند خبرنگاران از تهران حاکی است که نیروی انتظامی با تجمع حامیان محمدعلی طاهری در مقابل بیمارستان بقیه‌الله برخورد کرده است.

حامیان و شاگردان محمدعلی طاهری، بنیان‌گذار گروه «عرفان حلقه» برای چندمین روز متوالی در تهران و در مقابل بیمارستان بقیه‌الله، محل بستری شدن آقای طاهری تجمع کردند. وبسایت حامیان محمدعلی طاهری خبر داده که تجمع روز دوشنبه ۳ آبان با «حمله» ماموران نیروی انتظامی برهم خورده است.

بنا به گزارش وبسایت «عرفان‌نیوز»، ماموران نیروی انتظامی ابتدا دو طرف خیابان ملاصدرای تهران را بسته و سپس با باتوم به تجمع‌کنندگان حمله کرده و تعدادی را دستگیر کرده‌اند.

 

سه زندانی در شیراز اعدام شدند

حقوق بشر ایران، ۳ آبان ماه ۱۳۹۵: حکم اعدام سه زندانی که با اتهام تجاوز به عنف به اعدام محکوم شده بودند در شیراز به اجرا درآمد.

110349_557_anepgyq-jpg-885x520_q85_box-01011076734_crop_detail_upscale

بنابه گزارش دادگستری استان فارس، صبح روز دوشنبه ۳ آبان ماه حکم سه زندانی که به اتهام ربودن و تجاوز به دو زن در سال ۱۳۸۸ بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند به اجرا درآمد. یکی از این سه زندانی در زمان تحقیقات با اتهامات مربوط به مواد مخدر بازداشت و در زندان بسر می‌برد.

هویت این زندانیان «رضا ـ ن»، «محمد ـ ع» و «هاشم ـ پ» اعلام شده است اما در این گزارش به مکان اجرای حکم اشاره‌ای نشده است.

حکم این مته‌مان در شعبه ۴ دادگاه کیفری سابق استان فارس صادر و از سوی هیئت عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور تأیید شده بود.

اشتباه مرگبار شرکت مخابرات یک جوان را تا پای چوبه دار برد

حقوق بشر ایران، ۳۰ مهر ماه ۱۳۹۵: مرد بیگناهی که سه سال قبل به دلیل اشتباه شرکت مخابرات بازداشت و به اعدام محکوم شده بود با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران بی‌گناه شناخته و آزاد شد.

332984_225-jpg-885x520_q85_box-021780480_crop_detail_upscale

بنابه گزارش روزنامه ایران، جسد یک مرد جوان ۲۶ ساله‌ شامگاه ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۲ توسط خواهرش کشف و در پی تحقیقات پلیس از شرکت مخابرات مرد جوانی که آخرین بار با مقتول تماس گرفته بود شناسایی و دستگیر می‌شود.

این مرد در زمان قتل در شهرستان سلماس بوده است اما ردیابی شرکت مخابرات به اشتباه مکان او را در نزدیکی ورامین معرفی کرده بود. دادگاه بر اساس تصور تتناقض‌گویی متهم، در طی پروسه دادرسی نامعلوم وی را به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم می‌کند.

دو روز پیش این متهم به دادگاه منتقل و با اثبات اشتباه شرکت مخابرات از سوی وکیلش تبرئه شد.

این جوان که ۳۲ سال سن و همسر و دو فرزند دارد در مصاحبه با خبرنگار روزنامه ایران گفته است: «من قربانی‌ اشتباه شرکت مخابرات شدم و سه سال از بهترین لحظه‌های زندگی‌ام نابود شد. به محض آزادی این موضوع را پیگیری خواهم کرد اما خدا را شکر می‌کنم که با لطف خدا و تلاش‌های وکیل پرونده‌ام از چوبه‌ دار نجات یافتم.»

از دلایل مهم مخالفت فعالان حقوق بشر با مجازات مرگ غیرقابل بازگشت بودن و احتمال مجازات بیگناهان است.

از دلایل مهم مخالفت فعالان حقوق بشر با مجازات مرگ غیرقابل بازگشت بودن و احتمال مجازات بیگناهان است

اعدام یک زندانی در زندان میان‌دوآب/ تصویر

حقوق بشر ایران، ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۵: طی هفته جاری یک زندانی با اتهامات مربوط به مواد مخدر در زندان میان‌دوآب اعدام شد.

1_l7w8ofn-jpg-885x520_q85_box-014454281_crop_detail_upscale

نابه اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز سه‌شنبه ۲۷ مهر ماه یک زندانی با هویت «فردین سلیمان‌پناه» ۳۹ ساله، فرزند عزیز و اهل شهر سقز، در زندان میان‌دوآب اعدام شد.

این زندانی ۱۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در شهر میان‌دوآب به اتهام حمل و نگهداری ۶۰۰ گرم ماده محرک از نوع شیشه و ۱۵۰ گرم ماده مخدر از نوع کراک بازداشت شده بود. وی در ‌‌نهایت در شعبه ۱ دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شد و حکم وی در ۱۲ مرداد ماه سال جاری به تایید رسید.

یکی از نزدیکان وی به سازمان حقوق بشر ایران گفت فردین متأهل و دارای یک فرزند بود.

گفتنی است، فردین سلیمان‌پناه روز دوشنبه ۲۶ مهر ماه به همراه یک زندانی دیگر به سلول انفرادی منتقل شده بود که به دلایل نامعلومی اعدام دومین زندانی به تعویق افتاد.

این اعدام تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های رسمی اعلان نشده است.

یکی از نزدیکان وی به سازمان حقوق بشر ایران گفت فردین متأهل و دارای یک فرزند بود

14741677_336196713398362_1235458778_n_onrjv2m

سکولاریسم

سکولاریسم (به فرانسوی: sécularisme) عقیده‌ای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند.

اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. در لائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های دینی است. برخی استدلال می‌کنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کم‌کارتر بوده‌است.[۱] سکولاریسم را نخستین شاخصۀ دورۀ مدرنیته خوانده‌اند.[۲] در میان کشورها جنبش‌های سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی می‌کنند.

واژه سکولاریسم برای نخستین‌بار توسط نویسندهٔ بریتانیایی، جورج هالی اوک در سال ۱۸۴۶ استفاده شد. هر چند این اصطلاح تازه بود، ولی مفهوم کلی آزادی که سکولاریسم بر پایه آن بنا شده بود، در طول تاریخ وجود داشته‌است. ایده‌های اولیۀ سکولار را می‌توان در آثار ابن رشد (اورئوس) پیدا کرد. وی و پیروان مکتب اوروئسیسم معتقد به جدایی دین از فلسفه بودند. هالی اوک این ایده جدایی اجتماع از دین را بدون تلاش برای انتقاد عقاید دینی مطرح کرد. هالی اوک یک ندانم‌گرا بود و به نظر خودش سکولاریسم برهانی علیه مسیحیت محسوب نمی‌شد، بلکه مستقل است. سکولاریسم تنها به این نکته می‌پردازد که راه روشن در حقیقت سکولار می‌باشد. دانستنی‌های سکولار به طور روشن در همین زندگی پیدا می‌شوند و می‌توانند در همین زندگی آزمون شوند.

cartoon-shows-allah-640-580تعریف

از آن جا که اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده می‌شود، معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. دیدگاه سکولاریسم بر این پایه بنا شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش‌ها پسندیده‌است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر می‌توان توضیح داد.به عبارت بهتر هر کسی دین خود را فقط در خانه خود نگه داشته باشد و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند . یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی میدانند.[نیازمند منبع]

در حکومت معنی سکولاریسم، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن اصول حقوق بشر بر سایر ارزش‌های متصور هر گروه و دسته‌ای است.[نیازمند منبع]

در مفاهیم جامعه‌شناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن، جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیم‌گیری‌های خود کم‌تر دخالت دهد و یا این مفاهیم، کم‌تر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق می‌گردد.[نیازمند منبع]

واژهٔ سکولار در زبان لاتین به معنای «این جهانی»، «دنیوی»، «گیتیانه» و متضاد با «دینی» یا «روحانی» است. امروزه وقتی از سکولاریسم به عنوان یک آموزه (دکترین) سخن می‌گویند، معمولاً مقصود هر فلسفه‌ایست که اخلاق را بدون ارجاع به جزمیات (دُگم‌های) دینی بنا می‌کند و در پی ارتقای علوم و فنون بشری است.[۳]

برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را چنین شرح می‌دهد:

واژه سکولاریسم نخست در میانه قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفته‌است، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشته‌است. در کاربرد نخستین آن، بر آموزه‌ای دلالت می‌کرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد. بعداً، «سکولاریسم» را به این معنای گسترده‌تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشد و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیع‌تری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدایی» نهادهای دینی و دولتی به کار می‌برند، که تقریباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme است که در دیگر زبان‌ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی استعمال نمی‌شود

دولت سکولار

امروزه اغلب دولت‌های مهم جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفته‌اند. یک پیامد عملی سکولاریزاسیون، جدایی کلیسا و دولت است – در حقیقت این پیامد چنان یادآور سکولاریزاسیون است که اغلب این دو را یک پدیده می‌شمارند، و اغلب به جای «سکولاریزاسیون» از «جدایی کلیسا و دولت» سخن می‌گویند. اما باید در نظر داشت که سکولاریزاسیون فرایندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت می‌گیرد، درحالی که جدایی نهاد دین و دولت توصیف جنبه سیاسی این فرایند است.

جدا شدن نهاد دین و دولت در طی سکولاریزاسیون بدین معناست که مؤسسات خاص سیاسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها می‌شوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمی‌توانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاه‌های نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، و یا مبنای سیاست‌گذاری‌های عمومی قرار گیرند. در عمل، دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بی‌طرف بماند؛ نه مانع آنها باشد و نه مجری خواسته‌هایشان.[۵]

سکولاریسم معمولاً در پرتو عصر روشنگری در اروپا مطرح می‌شود که تاثیر اصلی را بر جوامع غربی داشته‌است. جدایی دین از سیاست در آمریکا و لائیسیته در فرانسه به طور گسترده‌ای بر پایه سکولاریسم رخ داده‌است. البته ایده جدایی دین و دولت در شرق هم در هند از دوران کهن ریشه داشته‌است. دولت نوین هند نیز بر پایه این ارزش‌ها تشکیل یافته و تا حدودی هم در آن موفق بوده‌است.

به نظر سکولاریست‌ها بهتر است سیاست‌مداران برای تصمیم‌گیری به جای دلایل مذهبی از دلایل سکولار استفاده کنند. از این لحاظ در تصمیمات سیاسی برای مسائلی چون سقط جنین، پژوهش درباره سلول‌های بنیادی، ازدواج همجنس‌گرایان و آموزش سکس، سازمان‌های سکولاری چون Center for Inquiry در آمریکا تاکید بسیاری می‌کنند.

hqdefault

حقوق پایمال شده زنان در ایران

iran-women-green-movementرویم سیاه است از بیان کردن این حقیقت و دلم می سوزد برای وجدان نیمه بیدارم اگر لال شوم و نگویم که چه می گذرد بر زنان آزاده ی مملکتم. تمامی شیر زنان ایران از هر قشر و با هر لهجه ای;

چه آن زنانی که پا به پای مردان دلاورشان در مرزهای گهربار سرزمینم کار می کنند و بچّه ها را با چادری بر پشت بسته اند و پاهایشان پر است از خارهای ریز و درشت گیاهان روی زمین و دست هایشان پینه های فراوان دارد و ملول نیستند و گله ای ندارند از بازی روزگار.
چه آن مادران ترک زبانم که پای سماور نشسته اند و چایی شان همیشه به راه است و مهر و عطوفت در چشمانشان موج می زند.
چه آن خواهران لر و کرد و بلوچ و ترکمنم که در این کشور نفس می کشند و راه می روند و تحصیل می کنند و به این آب و خاک عشق می ورزند، چه مادر بی نوای خودم که در کنج خانه نشسته است و انتظار برگشت مرا می کشد و چیزی از زندگی نمی داند مگر شستن و پختن و جمع و جور کردن که البتّه هزاران حرف بی ربط شنیدن و زبان در دهان گرفتن و چیزی نگفتن…

تمامی زنان و خواهران و مادران و دختران هم وطنمان خلاصه شده اند در آهی سوزناک،  خلاصه شده اند در قابلمه ها و آشپزخانه ها، خلاصه شده اند در توسری خوردن و سکوت، سرانجام، خلاصه شده اند در اجبار و دم بر نیاوردن.

برادران و خواهران هم میهنم،  من می دانم که تلخ می گویم،سرزنشم نکنید که چرا تلخ می نویسی؟من حقایق را بازگو می کنم و تمامی حقایق موجود در مملکت به زور مسلمان شدنمان تلخ است.
آیا این جزای زنان مملکت ماست که پس از این همه سختی کشیدن و لام تا کام خاموش ماندن، آغایان بیایند و لایحه تصویب کنند که صیغه کردن و به قولی عشق و حال مردان (نا مردان واژه ی مناسب تری است) مشکلی ندارد؟؟

کدام مرجعی این را تأیید کرده است؟  کدام وجدانی به خود اجازه می دهد این جور را بر زنان روا کند؟
ای نماینده، ای انسان، ای ایرانی…نگاهی بینداز بر مملکت بر باد رفته ا مان.  آیا چیز دیگری جز همین خانواده برایمان به جای مانده ؟
دلمان تنها به خانه ی مان خوش است ، با مادری که منتظر مانده، تا پایمان را از به درون گذازیم، واو به قربان صدقه ا مان رود. مادری که با همه ی این مصیبت ها به تنهایی جنگیده و سرپا ایستاده، و بار غم این نادیده گرفته شدن ها را به تنهایی بر دوش کشیده و می کشد.  ولی این مادر، بازهم محبّت کردن را فراموش نکرده است.

حال، می خواهید با آن ها چکار کنید؟ می خواهید چه بلایی بر سر این فرشتگان فداکار بی مدعا بیاورید؟. یک باره درون این سرزمین  چند متری زمین  بکنید و آنان را زنده به گور نمایید، تا هم شما، وهم  آنان، از شر یک دیگر خلاص شوید.

جانوری که پیشنهاد این لایحه ی سراپا ظلم و ستمگری را نموده، چگونه می تواند در چشم مادر، خواهر، و احیاناً فرزندش نگاه کند؟ آیا بویی از حیا و شرم برده است؟ آیا از انسانیت چیزی می داند؟ آیا می داند خجالت کشیدن چیست؟ و ظلم تا کی؟ جور و ستم تا چه حد؟

شکنجه و بی حرمتی نسبت به بانوان بزرگوار کشورمان، از چه فرهنگی سرچشمه می گیرد؛ ایرانی، و یا تازیان؟
شکنجه و بی حرمتی نسبت به بانوان بزرگوار کشورمان، از چه فرهنگی سرچشمه می گیرد؛ ایرانی، و یا تازیان؟
مهملات بنی صدر پس از ٣٥ سال با چادر و روبنده به تلویزیون حکومت اسلامی بازگشته است!
مهملات بنی صدر پس از ٣٥ سال با چادر و روبنده به تلویزیون حکومت اسلامی بازگشته است!
مقایسه شرافت یزید و رذالت خامنه ای در رفتار با اسیران!
مقایسه شرافت یزید و رذالت خامنه ای در رفتار با اسیران!
در این تصویر علیا المهدی دختر مصری به عنوان اعتراض با اسلام زن ستیز لخت شد. این کار یعنی خروش، طغیان، و نهایت اعتراض به اسلام و اسلام گرایان است. ۱۴۰۰ سال اسلام با چوب و چماق، سر نیزه، و شلاق و اعدام به جان زنان جهان افتاد و با دیکتاتوری دستور داد چی بپوشند، وی چی نپوشند؟. چگونه راه روند، و چگونه حرف بزنند؟. حال، عصیان این بانوان نهایت اعتراض به این اسلام سلطه گر است.
لخت شدن علیا مهدی برای اعتراض به اسلام کشتارگرگناه، ولی برای آخوند زنباره ثواب و تبرک است
بشر در قرن ۲۱ هنوز هم گرفتار خرافات قدرت های آسمانی ادیان است که همگی از خدایان درون کهکشان ها به زمین می رسد. تنها چیزی که بدان توجه نمی شود، اخلاق، منش، خردمندی، انیشیدن و کرامت انسانی است.
کنکاشی پیرامونِ اَخلاقِ انسانی و زَمینی
دخالت در زندگی خصوصی ؛کتک خوردن از مردم بخاطر این دخالت
دخالت در زندگی خصوصی ؛کتک خوردن از مردم بخاطر این دخالت
۱۲۶
iran-woman-hanging2پخش
۱ ۱۲۴ چنانچه این مقاله را پسندید، خواهشمند است آنرا بازپخش فرمایید.
حقوق پایمال شده ی فرشته ای به نام زن ۱
سیروس پارسا نوشته سیروس پارسا | ۲۱:۳۰ گرينويچ – چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
بانویی بیگناه و بی پناه، اسیر در چنگال عدالت رژیم اسلامی
رویم سیاه است از بیان کردن این حقیقت و دلم می سوزد برای وجدان نیمه بیدارم اگر لال شوم و نگویم که چه می گذرد بر زنان آزاده ی مملکتم. تمامی شیر زنان ایران از هر قشر و با هر لهجه ای;

چه آن زنانی که پا به پای مردان دلاورشان در مرزهای گهربار سرزمینم کار می کنند و بچّه ها را با چادری بر پشت بسته اند و پاهایشان پر است از خارهای ریز و درشت گیاهان روی زمین و دست هایشان پینه های فراوان دارد و ملول نیستند و گله ای ندارند از بازی روزگار.
چه آن مادران ترک زبانم که پای سماور نشسته اند و چایی شان همیشه به راه است و مهر و عطوفت در چشمانشان موج می زند.
چه آن خواهران لر و کرد و بلوچ و ترکمنم که در این کشور نفس می کشند و راه می روند و تحصیل می کنند و به این آب و خاک عشق می ورزند، چه مادر بی نوای خودم که در کنج خانه نشسته است و انتظار برگشت مرا می کشد و چیزی از زندگی نمی داند مگر شستن و پختن و جمع و جور کردن که البتّه هزاران حرف بی ربط شنیدن و زبان در دهان گرفتن و چیزی نگفتن…

تمامی زنان و خواهران و مادران و دختران هم وطنمان خلاصه شده اند در آهی سوزناک، خلاصه شده اند در قابلمه ها و آشپزخانه ها، خلاصه شده اند در توسری خوردن و سکوت، سرانجام، خلاصه شده اند در اجبار و دم بر نیاوردن.

برادران و خواهران هم میهنم، من می دانم که تلخ می گویم،سرزنشم نکنید که چرا تلخ می نویسی؟من حقایق را بازگو می کنم و تمامی حقایق موجود در مملکت به زور مسلمان شدنمان تلخ است.
آیا این جزای زنان مملکت ماست که پس از این همه سختی کشیدن و لام تا کام خاموش ماندن، آغایان بیایند و لایحه تصویب کنند که صیغه کردن و به قولی عشق و حال مردان (نا مردان واژه ی مناسب تری است) مشکلی ندارد؟؟

کدام مرجعی این را تأیید کرده است؟ کدام وجدانی به خود اجازه می دهد این جور را بر زنان روا کند؟
ای نماینده، ای انسان، ای ایرانی…نگاهی بینداز بر مملکت بر باد رفته ا مان. آیا چیز دیگری جز همین خانواده برایمان به جای مانده ؟
دلمان تنها به خانه ی مان خوش است ، با مادری که منتظر مانده، تا پایمان را از به درون گذازیم، واو به قربان صدقه ا مان رود. مادری که با همه ی این مصیبت ها به تنهایی جنگیده و سرپا ایستاده، و بار غم این نادیده گرفته شدن ها را به تنهایی بر دوش کشیده و می کشد. ولی این مادر، بازهم محبّت کردن را فراموش نکرده است.

حال، می خواهید با آن ها چکار کنید؟ می خواهید چه بلایی بر سر این فرشتگان فداکار بی مدعا بیاورید؟. یک باره درون این سرزمین چند متری زمین بکنید و آنان را زنده به گور نمایید، تا هم شما، وهم آنان، از شر یک دیگر خلاص شوید.

جانوری که پیشنهاد این لایحه ی سراپا ظلم و ستمگری را نموده، چگونه می تواند در چشم مادر، خواهر، و احیاناً فرزندش نگاه کند؟ آیا بویی از حیا و شرم برده است؟ آیا از انسانیت چیزی می داند؟ آیا می داند خجالت کشیدن چیست؟ و ظلم تا کی؟ جور و ستم تا چه حد؟

زنی زجر دیده، برای گرفتن حقوق ازدست رفته خود، این چنین مجروح و خون آلود می شود
این زنان که می گفتید بهشت زیر پایشان است، حالا زندگی را نیز برایشان جهنّم کرده اید. از بدو اسلام این فرشتگان را نادیده گرفتید.
از همان زمانی که به دروغ شایع ساختید که آن اعراب پیش از اسلام دختران را زنده به گور می کردند، و کاملاً دروغ بوده است، در حالی که زنده به گورکردن یعنی؛ پایمال کردن حقوق آنان، اتهام زدن، و نهایتاً سنگسار نمودن ، که دست آورد و سوغات اسلامی می باشد که برای مردم ما به ارمغان آورده شده است.

زنان را از کم ترین حقوق اجتماعی محروم نمودید، و در یک قفس پارچه ای به نام روسری و چادر و.یا گونی سیا، زندانی نمودید. تا پایشان را کج می گذارند، اشدّ مجازات برایشان در نظر گرفته می شود و همگی کابوسی از سنگ سار شدن را در سر می پرورانند. نهایت این که، تجاوز، توهین، محرومیت، محدودیت، وهمگی دستاورد شماست که بر نیمی از جامعه شکوفان و فعال ما تحمیل شده.

ما چرا نشسته ایم؟ شیوایمان را گرفتند و به دادگاه کشاندند و سرنوشت شومی را برایش رقم زدند. سکینه محمّدی را روزی هزار بار تهدید به مرگ می کنند. الناز بابازاده را در تبریز پس از تجاوز، وحشیانه به قتل رساندند،
تاکی خو را به نادانی و نفهمی می زنیم؟ نه چیزی می شنویم، و نه چیزی می بینیم؟

ای برادران غیور من، بیایید لحظه ای خود را جای این موجودات نازنین ستم دیده بگذاریم. به خدا اگر طاقتش را داشته باشیم حتی برای یک لحظه بتوانیم دردهایی را که اینان در این جامعه ی پر ز داد متحمّل می شوند، بر وجود خود حس ومجسم کنیم.

من اعلام می کنم که شرمنده ی روی تمام مادران و زنان و دختران ایران زمین هستم و دعا می کنم که به زودی از غل و زنجیر اسارت رها شوند، و آزادانه و فارغ از خیال شکنجه و ظلم نفس بکشند.
من بر تمامی کوردلانی که موجب رنجش خاطر مادران و خواهرانمان شده اند، و همچنان به ستم و بیدادگری خود ادامه می دهند و از هیچ حرمت شکنی پروا ندارند،.نفرین می کنم

به امید ایرانی با بانوانی آزاد…

ادامه مطلب: حقوق پایمال شده ی فرشته ای به نام زن | فضول محله http://www.fozoolemahaleh.com/2010/09/08/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d9%be%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86#ixzz4Np1WLKLZ