سخنرانی داوکینز درباره شگفتی علم

سخنرانی زیست‌شناس فرگشتی، ریچارد داوکینز دربارۀ شگفتی‌های کیهان، حیات و علم بطور کلی.

هر موجود زنده مدلی از جهان را با استفاده از گیرنده‌های حسی‌اش دریافت می‌کند. این مدل‌ها لزوماً بازتاب دقیقی از واقعیات جهان بیرون نیستند، بلکه تنها شبیه‌سازی‌های ناکامل و موضعی‌اند که به بقای آن جانور خاص در محیط خاصش کمک می‌کنند. به طور مثال، چشم انسان تنها نوار باریکی از طیف الکترومغناطیس به نام طیف مرئی را تشخیص می‌دهد و نسبت به طول موج‌های دیگر نابینا است. آدمی از وجود آنها تنها از طریق علم آگاهی یافته‌است نه توسط حواس مستقیم خود.

به دلیل زندگی در شرایط گوناگون، مدل‌های مورد استفاده توسط هر موجودی شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با هم دارند. مثلاً مدل مورد استفاده توسط یک خفاش با یک ماهی تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد که در حین فرگشت (تکامل) آنها منطبق بر نحوۀ زندگی‌شان به وجود آمده است. یا برای موجودی که روی سطح آب زندگی می‌کند، مثل یک آب‌سوار، نیروی کشش سطحی از اهمیت بالایی برخوردار است و گاهی می‌تواند بر نیروی جاذبه بچربد. ولی مدل یک انسان یا بسیاری جانوران دیگر که جثۀ بزرگتری دارند توسط نیروی جاذبه احاطه گردیده‌است. داوکینز به فرگشت در این محیط‌ها که توسط سرعت‌های متوسط و اندازه‌‌های متوسط نه خیلی کوچک و نه خیلی پرجرم احاطه شده‌اند نام «جهان میانه» می‌دهد. برای ما یک سنگ، سخت و نفوذناپذیر می‌نماید دقیقاً به این دلیل که اجسامی چون دست و سنگ نمی‌توانند در داخل هم نفوذ کنند. از این رو برای مغز ما کاربردی بوده تا مفاهیمی مثل جمود و نفوذناپذیری را اختراع کند. ولی اگر یک نوترینو مغزی می‌داشت که در اجداد سایز نوترینو فرگشت یافته بود، سنگ را واقعاً فضای پر از خالی درمی‌یافت.

مغز گونه انسان هومو ساپینس با توجه به نحوۀ پیدایش آن در فرآیند فرگشت، دارای محدودیت‌های ناگزیری است. به طور مثال، درک نسبیت اینشتین یا فیزیک کوانتوم برای مغز بشر به سادگی صورت نمی‌پذیرد، زیرا اجداد ما هیچگاه در وسط کیهان با سرعت‌های نزدیک به نور حرکت نمی‌کرده‌اند، یا در مقیاس اتمی و زیراتمی دنیای ریز و عجیب و غریب مکانیک کوانتومی به سر نمی‌برده‌اند. بلکه در جهان میانه می‌زیسته‌اند. از این رو، در این سخنرانی علمی مطرح می‌گردد که نه تنها در جهان چیزهایی است که تصورش برایمان عجیب است، بلکه شاید چیزهایی باشند عجیب‌تر از آنکه حتی توانایی تصورکردنشان را داشته باشیم.

«شاید هیچگاه جهان را نشناسیم»

ریچارد داوکینز یکی از بزرگان عصر ما ست. نظریات او گاه چنان انقلابی و عجیب به نظر می‌سد که فهم آن نیازمند تفکری عمیق درباره ایده‌ها و استدلال‌هایش است. آنچه در پی می‌آید، گوشه‌ای از سخنرانی اخیر وی در یک کنفرانس بین‌المللی است که شاید برای خواننده ایرانی که با سابقه ایده‌های وی چندان آشنا نیست، زیاد مفهوم نباشد. با وجود این، این متن می‌تواند سرآغازی بر توجه بیشتر به شیوه نگرش این اندیشمند بزرگ به جهانی باشد که عمر خود را در آن به پایان می‌بریم.

جهان شناخت‌ناپذیر

جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ممکن است بسیار عجیب‌تر از آن چیزی باشد که بتوانیم آن را درک کنیم و به فهم آن نایل آییم.

این جمله در واقع هشداری است که دانشمند برجسته و معروف جهان، پروفسور ریچارد داوکینز آن را در سخنرانی افتتاحیه نشست اخیر جمعی از متفکران بزرگ دنیا در آکسفورد انگلستان ایراد کرد.

ریچارد داوکینز که هم‌اکنون به عنوان پروفسور فهم عمومی علم، سرگرم تدریس در دانشگاه آکسفورد است، سال‌ها پیش با انتشار کتاب معروف خود به نام «ژن خودخواه» به شهرت فراوانی رسید و با منتشر شدن سلسه کتاب‌های علمی و عامه فهم او، آوازه ایده‌ها و عقایدش سراسر زمین را درنوردید.

وی بتازگی در کنفرانس جهانی کارشناسان فناوری، سرگرمی و طراحی (TED) که برای بحث و تبادل نظر درباره آینده این سیاره و بشر در آکسفورد گرد هم آمده بودند، تاکید کرد: ما در مقیاس و بخش کوچکی از واقعیت زندگی می‌کنیم که خود آن را آفریده‌ایم.

داوکینز در سخنرانی خود با عنوان قدرت مم [۱]، به توصیف روش‌ها و شیوه‌هایی پرداخت که انسان‌ها با یاری آن، واقعیت‌های خویش را به منظور منطقی جلوه دادن و عقلانی کردن پیچیدگی بی‌کران جهان پیرامون خود اختراع می‌کنند و این عمل را با خلق ایده‌هایی همچون نظریه کوانتومی در علم فیزیک انجام می‌دهند؛ نظریاتی که خارج از فهم بیشتر انسان هاست. وی در این سخنرانی، از حاضران پرسید: آیا چیزی راجع به جهان وجود دارد که برای همیشه در فراسوی قدرت درک و فهم ما باقی بماند؟ داوکینز در ادامه افزود: کسب دستاوردهای موفقیت‌آمیز در عرصه علم و دانش بشر، با موارد عجیب و غریب و فزاینده‌ای از این جهان رو به رو می‌شود.

به گفته وی، هر گونه زنده در واقع از یک واقعیت متفاوت با سایرین برخوردار است. گونه‌ها و موجودات زنده هر کدام با یک نرم‌افزار متفاوت عمل می‌کنند و با بهره‌گیری از آن، احساس راحتی و آرامش را برای خود به ارمغان می‌آورند.

داوکینز تاکید کرد: به سبب آنکه گونه‌های زنده مختلف در مدل‌های متفاوتی از جهان زندگی می‌کنند، تنوع و گوناگونی حیرت‌آوری از جهان‌های واقعی وجود دارد و جهان ما در واقع شبیه به محدوده باریکی از یک طیف وسیع الکترومغناطیسی است که آن را مشاهده می‌کنیم؛ محدوده‌ای باریک و کوچکی از واقعیت.

مغز ویژه، نگرش خاص

به گفته پروفسور داوکینز، مغز ما انسان‌ها در راستایی فرگشت یافته است که بتواند به ما برای تداوم زندگی و حفظ بقا در این مقیاس کوچک از واقعیت جهان کمک کند. برای مثال، انسان چنین می‌پندارد که سنگ‌ها و کریستال‌ها به طور کامل جامد هستند، در حالی که بخش اعظم آنها یعنی فواصل میان اتمی را فضای خالی پر کرده و این فقط گوشه کوچکی از شیوه نگرش ما به جهان و اختراع واقعیتی مطابق میل خود از دنیای پیرامون است. این استاد دانشگاه آکسفورد می‌گوید شیوه تفکر و نگرش مغز ما در رویارویی با جهان اطراف، به ما کمک می‌کند تا دنیای کوچک ویژه خود را ردیابی و تصویر کرده و دنیا را از دریچه ویژه خویش مشاهده کنیم؛ دنیایی که در آن اثری از مشاهده عینی اتم ها نیست.

وی در ادامه سخنرانی خود می‌افزاید: به سبب آنکه ما در چنین دنیای محدودی زندگی می‌کنیم، از بخش بسیار عظیم و بزرگی از آن غافلیم و نمی‌توانیم چنین بپنداریم که ما و سایر گونه‌های زنده زمین، تنها موجودات زنده این جهانیم.

[۱] Meme: ریچارد داوکینز برای نخستین بار به معرفی مم‌ها پرداخت و نشان داد همانطور که ژن‌ها در فرگشت زیستی و نیز ایجاد و گسترش صفات جدید نقش دارند، مم‌ها نیز در فرگشت اجتماعی نقش دارند. هر یک از ایده‌ها و باورهای ما درواقع یک مم است که می‌تواند با تکثیر شدن در میان جمعیت، به سرعت توسعه و گسترش یابد. (بخوانید: مم در ویکی‌پدیای فارسی)

اشتباه مرگبار شرکت مخابرات یک جوان را تا پای چوبه دار برد

حقوق بشر ایران، ۳۰ مهر ماه ۱۳۹۵: مرد بیگناهی که سه سال قبل به دلیل اشتباه شرکت مخابرات بازداشت و به اعدام محکوم شده بود با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران بی‌گناه شناخته و آزاد شد.

332984_225-jpg-885x520_q85_box-021780480_crop_detail_upscale

بنابه گزارش روزنامه ایران، جسد یک مرد جوان ۲۶ ساله‌ شامگاه ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۲ توسط خواهرش کشف و در پی تحقیقات پلیس از شرکت مخابرات مرد جوانی که آخرین بار با مقتول تماس گرفته بود شناسایی و دستگیر می‌شود.

این مرد در زمان قتل در شهرستان سلماس بوده است اما ردیابی شرکت مخابرات به اشتباه مکان او را در نزدیکی ورامین معرفی کرده بود. دادگاه بر اساس تصور تتناقض‌گویی متهم، در طی پروسه دادرسی نامعلوم وی را به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم می‌کند.

دو روز پیش این متهم به دادگاه منتقل و با اثبات اشتباه شرکت مخابرات از سوی وکیلش تبرئه شد.

این جوان که ۳۲ سال سن و همسر و دو فرزند دارد در مصاحبه با خبرنگار روزنامه ایران گفته است: «من قربانی‌ اشتباه شرکت مخابرات شدم و سه سال از بهترین لحظه‌های زندگی‌ام نابود شد. به محض آزادی این موضوع را پیگیری خواهم کرد اما خدا را شکر می‌کنم که با لطف خدا و تلاش‌های وکیل پرونده‌ام از چوبه‌ دار نجات یافتم.»

از دلایل مهم مخالفت فعالان حقوق بشر با مجازات مرگ غیرقابل بازگشت بودن و احتمال مجازات بیگناهان است.

از دلایل مهم مخالفت فعالان حقوق بشر با مجازات مرگ غیرقابل بازگشت بودن و احتمال مجازات بیگناهان است

اعدام یک زندانی در زندان میان‌دوآب/ تصویر

حقوق بشر ایران، ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۵: طی هفته جاری یک زندانی با اتهامات مربوط به مواد مخدر در زندان میان‌دوآب اعدام شد.

1_l7w8ofn-jpg-885x520_q85_box-014454281_crop_detail_upscale

نابه اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز سه‌شنبه ۲۷ مهر ماه یک زندانی با هویت «فردین سلیمان‌پناه» ۳۹ ساله، فرزند عزیز و اهل شهر سقز، در زندان میان‌دوآب اعدام شد.

این زندانی ۱۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در شهر میان‌دوآب به اتهام حمل و نگهداری ۶۰۰ گرم ماده محرک از نوع شیشه و ۱۵۰ گرم ماده مخدر از نوع کراک بازداشت شده بود. وی در ‌‌نهایت در شعبه ۱ دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شد و حکم وی در ۱۲ مرداد ماه سال جاری به تایید رسید.

یکی از نزدیکان وی به سازمان حقوق بشر ایران گفت فردین متأهل و دارای یک فرزند بود.

گفتنی است، فردین سلیمان‌پناه روز دوشنبه ۲۶ مهر ماه به همراه یک زندانی دیگر به سلول انفرادی منتقل شده بود که به دلایل نامعلومی اعدام دومین زندانی به تعویق افتاد.

این اعدام تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های رسمی اعلان نشده است.

یکی از نزدیکان وی به سازمان حقوق بشر ایران گفت فردین متأهل و دارای یک فرزند بود

14741677_336196713398362_1235458778_n_onrjv2m

اندیشه آزاد

اندیشهٔ آزاد یک دیدگاه فلسفی بدون محدودشدن تفکر به‌طرز فکر دینی است. (مستلزم بی‌خدایی نیست، اما ضرورتاً ملازم آن هم نیست) اندیشهٔ آزاد برپایهٔ مدارک علمی، منطق و احتمالاً انسان‌گرایی است. این تفکر تحت تأثیر مرجعیت، سنت‌ها، احساسات و دگماتیسمقرار نمی‌گیرد. افرادِ دارای اندیشهٔ آزاد را به نام آزاداندیش می‌شناسند.

political-cartoon-malala-yousafzais-vision-2012-by-iranian-american-cartoonist-and-artist-kaveh-adel-2درونما

رپایهٔ اندیشهٔ آزاد، افراد نباید چیزی را بدون استفاده از خرد و دانش و بر اساس تعصب و بدون مدرک به عنوان حقیقت، رد یا قبول کنند. بنابراین آزاداندیشان تلاش می‌کنند تا باورهای خود را برپایهٔ فاکتها، روش علمی و اصول منطق و دلیل برهانی بنا نهند؛ و از مغالطات منطقی، یا تاثیر محدودکنندهٔ مرجعیت، فرهنگ غالب، پیش‌داوری، بنیادگرایی، سنت، افسانه‌های شهری و هرگونه دگم دیگری دوری کنند. بر این اساس وقتی فلسفه اندیشه آزاد در مورد دین به کار برده می‌شود، با توجه به داده‌های علمی، نظریه‌های علمی رسمی و اصول منطقی، شواهد ناکافی برای باور به پدیده‌های فراطبیعی وجود دارد.

شاید خطی از ویلیام کلیفورد، ریاضیدان و فیلسوف بریتانیایی، اندیشه آزاد را بهتر توصیف کند: «این همیشه نادرست است، برای همه و در هرکجا، تا هر چیزی را بدون مدارک کافی باور کنند». به این خاطر که بسیاری از مسائل حقوقی، اعتقادات و باورهای رایج برپایهٔ دگماهستند، در بسیاری از اوقات طرز فکر آزاداندیشان مخالف باور رایج است.

سکولاریسم

سکولاریسم (به فرانسوی: sécularisme) عقیده‌ای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند.

اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. در لائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های دینی است. برخی استدلال می‌کنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کم‌کارتر بوده‌است.[۱] سکولاریسم را نخستین شاخصۀ دورۀ مدرنیته خوانده‌اند.[۲] در میان کشورها جنبش‌های سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی می‌کنند.

واژه سکولاریسم برای نخستین‌بار توسط نویسندهٔ بریتانیایی، جورج هالی اوک در سال ۱۸۴۶ استفاده شد. هر چند این اصطلاح تازه بود، ولی مفهوم کلی آزادی که سکولاریسم بر پایه آن بنا شده بود، در طول تاریخ وجود داشته‌است. ایده‌های اولیۀ سکولار را می‌توان در آثار ابن رشد (اورئوس) پیدا کرد. وی و پیروان مکتب اوروئسیسم معتقد به جدایی دین از فلسفه بودند. هالی اوک این ایده جدایی اجتماع از دین را بدون تلاش برای انتقاد عقاید دینی مطرح کرد. هالی اوک یک ندانم‌گرا بود و به نظر خودش سکولاریسم برهانی علیه مسیحیت محسوب نمی‌شد، بلکه مستقل است. سکولاریسم تنها به این نکته می‌پردازد که راه روشن در حقیقت سکولار می‌باشد. دانستنی‌های سکولار به طور روشن در همین زندگی پیدا می‌شوند و می‌توانند در همین زندگی آزمون شوند.

cartoon-shows-allah-640-580تعریف

از آن جا که اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده می‌شود، معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. دیدگاه سکولاریسم بر این پایه بنا شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش‌ها پسندیده‌است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر می‌توان توضیح داد.به عبارت بهتر هر کسی دین خود را فقط در خانه خود نگه داشته باشد و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند . یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی میدانند.[نیازمند منبع]

در حکومت معنی سکولاریسم، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن اصول حقوق بشر بر سایر ارزش‌های متصور هر گروه و دسته‌ای است.[نیازمند منبع]

در مفاهیم جامعه‌شناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن، جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیم‌گیری‌های خود کم‌تر دخالت دهد و یا این مفاهیم، کم‌تر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق می‌گردد.[نیازمند منبع]

واژهٔ سکولار در زبان لاتین به معنای «این جهانی»، «دنیوی»، «گیتیانه» و متضاد با «دینی» یا «روحانی» است. امروزه وقتی از سکولاریسم به عنوان یک آموزه (دکترین) سخن می‌گویند، معمولاً مقصود هر فلسفه‌ایست که اخلاق را بدون ارجاع به جزمیات (دُگم‌های) دینی بنا می‌کند و در پی ارتقای علوم و فنون بشری است.[۳]

برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را چنین شرح می‌دهد:

واژه سکولاریسم نخست در میانه قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفته‌است، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشته‌است. در کاربرد نخستین آن، بر آموزه‌ای دلالت می‌کرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد. بعداً، «سکولاریسم» را به این معنای گسترده‌تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشد و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیع‌تری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدایی» نهادهای دینی و دولتی به کار می‌برند، که تقریباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme است که در دیگر زبان‌ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی استعمال نمی‌شود

دولت سکولار

امروزه اغلب دولت‌های مهم جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفته‌اند. یک پیامد عملی سکولاریزاسیون، جدایی کلیسا و دولت است – در حقیقت این پیامد چنان یادآور سکولاریزاسیون است که اغلب این دو را یک پدیده می‌شمارند، و اغلب به جای «سکولاریزاسیون» از «جدایی کلیسا و دولت» سخن می‌گویند. اما باید در نظر داشت که سکولاریزاسیون فرایندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت می‌گیرد، درحالی که جدایی نهاد دین و دولت توصیف جنبه سیاسی این فرایند است.

جدا شدن نهاد دین و دولت در طی سکولاریزاسیون بدین معناست که مؤسسات خاص سیاسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها می‌شوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمی‌توانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاه‌های نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، و یا مبنای سیاست‌گذاری‌های عمومی قرار گیرند. در عمل، دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بی‌طرف بماند؛ نه مانع آنها باشد و نه مجری خواسته‌هایشان.[۵]

سکولاریسم معمولاً در پرتو عصر روشنگری در اروپا مطرح می‌شود که تاثیر اصلی را بر جوامع غربی داشته‌است. جدایی دین از سیاست در آمریکا و لائیسیته در فرانسه به طور گسترده‌ای بر پایه سکولاریسم رخ داده‌است. البته ایده جدایی دین و دولت در شرق هم در هند از دوران کهن ریشه داشته‌است. دولت نوین هند نیز بر پایه این ارزش‌ها تشکیل یافته و تا حدودی هم در آن موفق بوده‌است.

به نظر سکولاریست‌ها بهتر است سیاست‌مداران برای تصمیم‌گیری به جای دلایل مذهبی از دلایل سکولار استفاده کنند. از این لحاظ در تصمیمات سیاسی برای مسائلی چون سقط جنین، پژوهش درباره سلول‌های بنیادی، ازدواج همجنس‌گرایان و آموزش سکس، سازمان‌های سکولاری چون Center for Inquiry در آمریکا تاکید بسیاری می‌کنند.

hqdefault

پایمال شدن حقوق زن در اسلام

در مورد دید اسلام درباه زن و ارزش و مقام زن در اسلام و در جامعه اسلامی گفتگوهای بسیاری شده است٬ ولی بهترین روش برای درک این مسئله جستجو کردن در منبع اصلی قوانین اسلامی یعنی قرآن است٬ تا بدین وسیله بتوان ریشه تمام این افکار و معیارهای کوته فکرانه و بدوی را که امروز در جامعه ما و همینطور دیگر جامعه های اسلامی وجود دارد را پیدا کرد. بطور کلی در جامعه هایی که مذهب بافت زیربنایی آنها را تشکیل میدهد٬ ارزش ها و معیارهای آن مذهب هم بطور ناخودآگاه و به مرور زمان در فرهنگ آن جامعه و همچنین در بینش ها و عملکردهای افراد آن جامعه تاثیر خاهد گذاشت و پس از اندک زمانی یک امر طبیعی تلقی خواهند شد. چرا زن در یک جامعه اسلامی از حق و حقوق کافی و برابر برخوردار نیست؟ «برابر» به معنی اینکه همان حق و حقوقی که یک مرد مسلمان از آن بدون هیچ تاملی برخوردار است. آیا از دید اسلام زن و مرد با هم برابرند؟ آیا از دید اسلام تمامی انسانها با هم برابرند؟ آیا تا به حال به ما اینطور تلقی نشده است که اسلام دین برابری و برادری است و همه انسانها از نظر خدا برابر و یکسانند؟ آیا داشتن «کنیز» یا «بنده» و یا « برده» نقطه متضاد این امر نیست؟ شاید ما هنوز معنی درست کلمه برابری را متوجه نشداه ایم. باید یادآوری شود که کنیز در اسلام زنی بدست امده در جنگ است یا اسیری خریداری شده از دیگران. چیزی که روشن است این است که مشکلات زنان در جامعه کنونی ایران ناشی از ایرانی بودن جامعه ما نیست بلکه ناشی از اسلامی بودن آن است. باشد که با نگاهی کوتاه در کتاب رسالت اسلام٬ قران٬ بیشتر با معیارهای اسلامی آشنا شویم. قابل توجه اینست که در تمام طول قرآن «الله» از انواع مختلف انسانها حرف میزند٬ « غیرمومنان» یا مشرکان٬ کافذان انهایی هستتد که اسلام را نپذیرفتن٬ که خود بر دو نوع هستند: مشرکان آزاد مشرکان غیر آزاد «مومنان» آنهایی هستند که به اسلام گرویدند. مومنان به نوبه خود به دو دسته تقسیم میشوند: مومنان آزاد و مومنان بنده یا کنیز مومنان آزاد هم به دو دسته مرد و زن تقسیم میشوند. سوره بقره(۲) آیه ۲۲۱ ….. با زنان مشرک ازدواج مکنید تا ایمان آورند و همانا کنیزکی مومنه بهتر از زن آزاد مشرک است٬ هر چند از حسن او بشگفت آیید و زن مدهید مردان مشرک را مگر آنانکه ایمان آورند که بنده مومن بهتر از آزاد مشرک است ….. اینجا میتوان فرق مومن آزاد و مومن کنیز را به وضوح دید. اگر بخواهیم به زبان ساده این آیه را ترجمه کنیم٬ اینطور خواهد بود که حتی اگر با یک کنیز هم ازدواج کنید بهتر از این است که با یک مشرک ازدواج کنید. اینجا مسئله ازدواج کردن یا ازدواج نکردن با مشرکان در میان نیست٬ بلکه بی ارزش بودن « کنیزان» مطرح ات. این به همان معنی است که در آیه بعدی می بینید که اگر زن آزاد پیدا نکردید مسئله ای نیست ک هبا کنیزان خود ازدواج کنید. مثلا خواسته است کنیزان را مورد لطف قرار بده. آ