تناقض در قرآن

مسلمانان معتقدند که کتاب قرآن دارای پيامهاي سودمندی است.آنان در اصل این کتاب دینی را کتاب قانون ميدانند که براي كنترل مردم و جلوگيري از چپاول مردم عامي به اسم بت پرستي و انواع خدا يان وضع شده است. 
در جواب این دینداران باید گفت: . کتابهای دینی در پی توجیه مطالب بدوی و بی پایه ای هستند و اصلی ترین کتاب اسلام قرآن است که با دانش کتاب علوم سوم راهنمایی نیز مطابقت ندارد. اساساٌ قرآن به لحاظ علمی حرفی برای گفتن دارد و در زیر از سه موضع علمی- اخلاقی- ادبی و نگارشی آیاتی را مثال ادعای خود می آورم:
۱- به لحاظ علمی:
سوره ی حج آیه ی 65 ( ای بشر )
» آیا ندیدی که هر چه در زمین است الله مسخر شما گردانید و کشتی به فرمان او در دریا سیر می کند و آسمان را ( دستور ) او نگاه می دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ همانا الله به مردم بسیار رئوف و مهربان است.»!
آیا الله همه چیز را مسخر انسان کرده است؟ 
آیا الله آسمان را نگه داشته که روی زمین نیفتد؟!!! مگر آسمان افتادنی است؟ 
اصلاٌ مگر آسمانی بنا بر آنچه قرآن از آن یاد می کند وجود دارد؟
۲- به لحاظ اخلاقی:
این قبیل آیات الهی به لحاظ اخلاقی هم دارای محتوا نمی باشند. برای نمونه: 
محمد آیه ی 4 : پ
» س چون با کسانی که کفر ورزیده اند برخورد کنید ، گردنها [ یشان ] را بزنید. تا چون آنان را [ در کشتار ] از پای درآوردید…»! یعنی ما محکوم به مرگیم چون اعتقادات شما را قبول نداریم!؟
نساء آیه ی 24 : » و زنان شوهردار ( بر شما حرام است ) مگر آنها را که ( از راه اسارت ) مالک شده اید…»! یعنی دستور تجاوز جنسی به زن شوهر دار فقط به این دلیل که اسیر شده است!!!
۳- به لحاظ نگارش و ادبی:
همچنین از لحاظ ادبی و نگارشی نیز دارای مشگل است! برای نمونه:
شروع آیات : بسم الله الرحمن الرحیم چرا الله به جای اینکه بگوید به نام» من » که خداوند بخشنده ی مهربان «هستم» می گوید : به نام خداوند بخشنده ی مهربان ! 
چرا الله خود را سوم شخص خطاب می کند؟!!! در سوره ی هود آیه ی 7 می گوید: » او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد!!!»! چرا او ؟ چرا نمی گوید من خدایی هستم! هو ضمیر ماوراء الطبیعه است؟ به غیر از موجودات جاندار این «هو» کاربرد دیگر هم دارد؟ آیا این شخص نویسنده دستور زبان عربی بلد نیست؟!!!

سانسور روايات و اثبات بى شرافتى ملاها


براى اثبات دروغگو و شياد بودن روحانيونمسلمان كه تنها چيزى كه در وجودشان يافت نميشود شرافت و وجدان است به سانسور و تحريف كردن روايات و كتابهاى خودشان اشاره خواهم كرد.
در معتبرترين كتاب روائى شيعيان يعنى كتاب كافي از شيخ كلينى روايتى هست كه پیامبر اسلام ميگويد: من و دوازده نفر از فرزندانم و تو اى على ميخهاى نگهدارنده زمين هستيم. با ما زمين نگه داشته شده و اگر اين دوازده نفر از فرزندانم نباشند اين زمين نابود ميشود.
متن عربى: ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻳﺤﻴﻰ، ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺃﺣﻤﺪ، ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ، ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺳﻌﻴﺪ ﺍﻟﻌﺼﻔﻮﺭﻱ، ﻋﻦ ﻋﻤﺮﻭ ﺑﻦ ﺛﺎﺑﺖ، ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺍﻟﺠﺎﻭﺭﺩ، ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻗﺎﻝ : ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ : ﺇﻧﻲﻭﺍﺛﻨﻲﻋﺸﺮﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﻭﺃﻧﺖ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﺯﺭ ﺍﻷﺭﺽ ﻳﻌﻨﻲ ﺃﻭﺗﺎﺩﻫﺎ ﻭﺟﺒﺎﻟﻬﺎ، ﺑﻨﺎ ﺃﻭﺗﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻷﺭﺽ ﺃﻥ ﺗﺴﻴﺦ ﺑﺄﻫﻠﻬﺎ، ﻓﺈﺫﺍ ﺫﻫﺐﺍﻻﺛﻨﺎﻋﺸﺮﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻷﺭﺽ ﺑﺄﻫﻠﻬﺎ ﻭﻟﻢ ﻳﻨﻈﺮﻭﺍ.
منبع: كتاب الكافي ج ١ ص ٥٣٤
لينك روايت:
http://ar.lib.eshia.ir/11005/1/534
اين روايت را كلينى از كتاب سليم ابن قيس هلالى كپى كرده است و اين همان كتابى است كه افسانه قتل فاطمه بدست عمر را نوشته است.
بنابر اين روايت ائمه شيعه ١٣ نفر هستند و اين باادعاى شيعيان اماميه در تناقض ميباشد.
حال نكته جالب اينجاست كه همين روايت با همين الفاظ نزد بزركترين عالم شيعه يعنى شيخ طوسى در كتاب الغيبة به ناگاه سانسور شده و از ١٣ به ١٢ تغيير ميكند و مشكل شيعيان ١٢ امامى را حل ميكند.
متن عربى روايت كتاب الغيبة از شيخ طوسى: 
ﻭﺑﻬﺬﺍ ﺍﻻﺳﻨﺎﺩ ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ، ﻋﻦ ﺃﺑﻴﻪ، ﻋﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﺃﺣﻤﺪ ﺑﻦ ﻳﺤﻴﻰ ﻋﻦ ﻋﻤﺮﻭ ﺑﻦ ﺛﺎﺑﺖ ، ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺍﻟﺠﺎﺭﻭﺩ ﻋﻦ ﺃﺑﻲ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ، ﻗﺎﻝ : ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻭﺳﻠﻢ : ﺇﻧﻲ ﻭﺃﺣﺪﻋﺸﺮ ﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﻭﺃﻧﺖ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﺯﺭ ﺍﻻﺭﺽﺃﻋﻨﻲ ﺃﻭﺗﺎﺩﻫﺎ ﻭﺟﺒﺎﻟﻬﺎ ﺑﻨﺎ ﺃﻭﺗﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻻﺭﺽ ﺃﻥ ﺗﺴﻴﺦ ﺑﺄﻫﻠﻬﺎ، ﻓﺈﺫﺍ ﺫﻫﺐﺍﻻحد ﻋﺸﺮ ﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻻﺭﺽ ﺑﺄﻫﻠﻬﺎ ﻭﻟﻢ ﻳﻨﻈﺮﻭﺍ 
منبع: كتاب الغيبة ص ٩٦ چاپ منشورات الفجر عراق نجف 
همين روايت كتاب اصول الستةعشر در أصل العصفري هم دو بار (أحد عشر = يازده) آمده و طوسى هم مخالف العصفري روايت كرده است و اين به وضوح اثبات ميكند كه اين شيخ شياد روايت را سانسور كرده است به همين راحتى.
متن عربى: ﻋﺒﺎﺩ ﻋﻦ ﻋﻤﺮﻭ ﻋﻦ ﺍﺑﻲ ﺍﻟﺠﺎﺭﻭﺩ ﻋﻦ ﺍﺑﻲ ﺟﻌﻔﺮ ‏ﻗﺎﻝ، ﻗﺎل رسول الله ) ﺍﻧﻲ ﻭ ﺍﺣﺪ ﻋﺸﺮ ﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﻭﺍﻧﺖ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﺯﺭ ﺍﻻﺭﺽ ﺍﻋﻨﻲ ﺍﻭﺗﺎﺩﻫﺎ ﺟﺒﺎﻟﻬﺎ ﻭ ﻭﻗﺎﻝ ﻭﺗﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻻﺭﺽ ﺍﻥ ﺗﺴﻴﺦ ﺑﺎﻫﻠﻬﺎ ﻓﺈﺫﺍ ﺫﻫﺐ ﺍﻻﺣﺪ ﻋﺸﺮ ﻣﻦ ﻭﻟﺪﻱ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻻﺭﺽ ﺑﺎﻫﻠﻬﺎ ﻭﻟﻢ ﻳﻨﻈﺮﻭﺍ.

الاصول الستة عشر صفحه ١٦ 
https://alkafeel.net/islamiclibrary/hadith/usul-16/usul-16/02.html#2
ازين دست سانسورها و تغيير دادن روايات هميشه در كتب روحانيون مسلمان وجود داشته و دارد و مخصوصا پس از به قدرت رسيدن صفويه خونخوار در ايران و به استخدام گرفتن شيادانى مانند مجلسى ها و نوشتن روايات فله اى، حتى به خود كتب علماى قديم خودشان ترحم نكرده و همه آنها را زير تيغ سانسور و تحريف بردند.

امام جعفر صادق و داستان تشيع


شيعيان دوازده امامى يا همان اثنى عشرى،
خود را پيرو امام جعفر صادق ميدانند و او را پايه و اساس مذهب جعفرى نام نهاده اند.

از سوى ديگر به ايشان لقب دانشمند اسلام داده اند كه دانشمندان زيادى تربيت كرده است.

در ميان دانش آموختگان و شاگردان امام صادق دو نام بزرگ به چشم ميخورد كه كل ادعاى شيعيان را در مورد ايشان را زير سئوال ميبرد.

١-ابوحنيفه يا امام ابوحنيفه از ائمه اهل سنت و پايه ريز مذهب حنفى از مذاهب اهل سنت

٢-مالك يا امام مالك از ائمه اهل سنت و پايه ريز مذهب مالكى از مذاهب اهل سنت

سئوال:
اگر امام صادق دانشمند و تئوريسين بزرگ شيعه و پايه گذار مذهب شيعه جعفرى است، چگونه شاگردانش از بزرگان اهل سنت هستند؟؟ احتمالات در اينمورد:

١- ايشان آنقدر قدرت استدلال براى تبيين مذهب تشيع براى شاگردانش نداشته است!

٢- چيزى به نام مذهب تشيع وجود نداشته و بعدها توسط روحانيون به وجود آمده است!

٣- شاگردانش استدلالهاى او در مورد تشيع و امامت را كافى و قانع كننده نميدانستند!

هركدام از شما دوستان با عقل و منطق خودتان در مورد اين مطالب تفكر كنيد و هركدام استدلال منطقى و مستندى داريد لطفا براى ما بنويسيد.

آیه شخصی برای محمد و زنانش در قرآن!


پیروان اسلام باور دارند قرآن کتابیست که مطالب درون آن همه دوران ها و زمان ها را شامل می شود و در بر میگیرد!
اگر چنین است و محتویات درون این کتاب برای همه دوران ها از سوی الله مدینه فرستاده شده است آیا این پیروان اسلام هرگز از خود پرسیده اند وجود آیاتی نظیر آیات زیر که تاریخ مصرف آنها پس از مرگ محمد و یا زنانش به پایان رسیده است در این کتاب چرا آمده و چه سود و استفاده ای برای زمان حاضر دارد!؟ اینبار به مسئله زنان محمد و تعداد صیغه شدگانش و نوبت همخوابگی و سکس و اینجور موارد که مخصوص وی هست خواهیم پرداخت،
۱- محمد بیشتر از ۴ زن عقدی میتواند داشته باشد! ( آیه ۵۰ سوره احزاب) 
۲- محمد نوبت همخوابگی با زنانش را بهر نحوی که صلاح بداند میتواند تنظیم و یا مقدم و موخر سازد! ( آیه ۵۱ سوره احزاب)
۳- محمد میتواند هر زن مومنه ای که خود را بدون مهریه و شهود به او عرضه کند بعنوان همسر بپذیرد! ( آیه ۵۰ سوره احزاب)
۴- از نوبتی که محمد برای همبستر شدن با آنها (زنان محمد) قائل میشود، باید راضی باشند! (آیه ۵۱ سوره احزاب)
۵- محمد از رعایت عدالت و شناختن حق تساوی برای زنان خود معاف است! ( آیه ۵۱ سوره احزاب)
۶- پس از مرگ محمد،، کسی حق ازدواج با زنان حضرت محمد را ندارد! ( آیه ۵۳ سوره احزاب)
۷- زنان محمد، حق تقاضای نفقه بیشتر ندارند! ( آیه۵۱ سوره احزاب)
۸- زنان محمد، نباید بر مردم ظاهر شوند و از پشت پرده باید با مردم صحبت کنند! ( آیه ۵۳ سوره احزاب)
۹- زنان محمد، از زینتهای متداول دوران جاهلیت باید خودداری کنند! ( آیه ۳۳ سوره احزاب)
۱۰- محمد، میتواند با خویشاوندانش که با وی مهاجرت کردند، ازدواج کند! ( آیه ۵۰ سوره احزاب)
۱۱- زنان محمد، در صورت ارتکاب اعمال ناشایست دو برابر زنان عادی مجازات و در صورت اقدام به عمل شایسته، دوبرابر پاداش داده میشوند! ( آیه ۳۰و۳۱سوره احزاب)
قرآن را به عربی نخوان و تلاوت نکن، آنرا به زبان مادری با دقت بخوان و درست آنرا بفهم.
 تنها با خواندن درست و دقیق آن است که شک و پرسش کردن ها از این کتاب شروع و آغاز میگردد.

حیله خداوند شریعت


بسیاری خداوند شریعت را نمیشناسند . در ذهن خود ، » منبع بی پایان زیبائیها » و » راهنمای صداقت و درستی و پاکی و واکسینه کننده مومنان راهش » تصور میکنند . موقع دفاع هم این گونه دفاع میکنند . موضوع خدای اسلام و خدای شریعت است ؟ هنگام گفتگو و مباجثه آنچه لایق اوست میگویند .
به نظر آنها در کلام اسلام هم تلاش شده است به مصابه زمان و مکان آنچه للایق الله است گفته شود . در حالیکه الله شریعت هرس شده است ، آرایش شده است حتی گاهی از جاده تعمیرات هم گذر کرده است .
بی تردید از دید منابع اصلی شریعت ، آیات قرآن و احادیث الله همچنان بکر و دست نخورده مانده است . یعنی بدون تغییر …. ، تمام آنچه در حال تغییر و توسعه است ، زمانها و اعصار ، شرایط نو ، فرمتهای جدید و غیره را به چالش کشیده است .در طول اعصا اینگونه توسعه یافته است . و وقتی سخن از حیله بمیان آید ،
» الله حیلت نمیکند » ، » مورد غضب واقع میشوی » مگر الله حیله میکند » ، » حاشا » ، گفته میشود . چون این گونه تعریف شده است .
حال ببینید که بنابه آیات قرآن و احادیث خیلی آشکارا حیله میکند و برای حیله کاری برای پیغمبرانش نصیحت میگوید .


در قرآن » حیله » و » مکر » بارها و بارها تکرار شده است . الله زمانیکه انهدام چندین شهر را بتفصیل روایت میکند این گونه سئوال میکند : » پس مگر از مکر و عذاب غافلگیرانه خدا ایمنند ؟! ( 99 اعراف ) و بعد اینگونه ادامه میدهد » حال آنکه جز گروه زیانکاران خود را از مکر خدا ایمن نمیدانند . «
باز الله برای همگان اینگونه میگوید :
– ….. بگو نیرنگ خدا زودرس تر است .(یونس 21 )
و چون صفت مکار مناسب الله نیست ، مترجمین رسمی دیانت معانی دیگر و تفاسیر متفاوتی برای این آیات میگوید . ( کاریست که همیشه بوده )
– آنها مکر کردند و خداوند نیز مکرکرد و خداوند مکارترین مکاراد است ( آل عمران 54 )
– …… آنها نیرنگ کردند و خداوند نیز نیرنگ کرد که خداوند بهترین نیرنگ کنندگان است ( انفال 30 )
محمد نیز وقتی » ایمانداران » را بجنگ » بی ایمانان » میفرستاد ، این نصیحت را کرد :
– «جنگ حیله است » ( بخاری الصحیح کتاب الجهاد 157 ، مسلم الصحیح کتاب الجهاد 17-18 حدیث شماره 1739-1740 ). محمد به این نصیحت بسنده نکرده است و خودش نیز اعمال میکرده . بعنوان مثال شاعری بنام کعب ابن اشرف را با حیله و فریب بدام انداخته و بقتل رسانده است . ( بخاری جدائی از بهار مذهبی حدیث 1578 ) شریعت اسللام تمام دنیا را یک میدان جنگ تصور میکند . در این میدان جنگ بین » ایمانداران » و » بی ایمانان » است . و تا زمان بقدرت رسیدن، شریعت راه «مماشات «، یعنی » با صلح در کنار یکدیگر زندگی کردن » را در پیش میگیرد . این هم نوعی حیله محسوب میشود . اما بهنگام اقتدار یکی از دو راه را برای انتخاب از انسانها میخواهد :
– یا مرگ
– یا اسلام
در آنزمان نفس آزادی عقیده و اندیشه قطع شده است . اسلام هیچ دینی را بعنوان دین حق نمیشناسد . الله میپرسد : پس آیا جز دین خدا را میطلبید ؟ ( آل عمران 83 ) و بعد میگوید : «هر کس بجز دین اسلام بخواهد مورد قبول نخواهد شد » و اضافه میکند » در نزد خداوند بی تردید دین فقط اسلام است » . حال اینکه تا قبل از اقتدار میگفت : » دین شما از آن خودتان ، دین من از آن من » ( کافرون 6 ) . در دین هیچ اجباری نیست ( بقره 256 ) . و بعد از بدست آوردن قدرت ، با نشان دادن » بی ایمانان » به » ایماندارن » این گونه امر میشود : » ….. آنها را هر کجا یافتید همانجا بکشید !» ( بقره 191 ، نساء 89 ، توبه 5 ) .

برابری زن و مرد یک پدیده غربی و «غلط» است .


خدایگان نشسته بر تخت ولایت مطلقه فقیه در ایران گفت: » برابری زن و مرد یک پدیده غربی و «غلط» است.» !
در تائید قرآنی و اسلامی بودن این گفته » آخوند خامنه ای » هشت نمونه از آیات در قرآن که نمایانگر ارزش زن در اسلام است و ز…ن را با مرد برابر نمی داند را در اینجا مشاهده می کنید. 
1- زنان شما كشتزار شما هستند، هرگونه كه خواستيد به كشتزار خويش درآييد! (بقرة 223)
22- و مردان بر زنها برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است! (بقرة 228)
33- از ميراث براي پسر به اندازه سهم دو دختر باشد! ( نساء 11)
44- دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبيد، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن، انتخاب کنید! ( بقرة 282)
5- و اگر شوهر براى بار سوم او را طلاق گفت پس از آن ديگر آن زن براى او حلال نيست تا اينكه با شوهرى غير از او ازدواج كند! ( بقرة 230)
66- و زنان شوهردار بر شما حرام شده است به استثناى زنانى كه مالك آنان شده ايد! ( نساء 24)
7- و اگر بيمناكيد كه در حق دختران يتيم به عدل و انصاف رفتار نكنيد، در اين صورت از زنانى كه مىپسنديد يك يا دو و يا سه و يا چهار تن را به همسرى درآوريد! ( نساء 3)
8- و زنانى كه از نافرمانيشان نگرانيد، بايد  نصيحتشان كنيد و سپس در خوابگاهها از آنان دورى كنيد و سپس اگر لازم افتاد آنان تنبیه کرده و کتک بزنید و باز اگر لازم بود آنان را ترک کنید! ( نساء 34)
بنابراین با این هشت نمونه ارائه شده معلوم گردید که زن با مرد برابر نیست و آخوند خامنه ای دقیقاً بدرستی اندیشه اسلام ناب محمدی را درباره زنان بیان کرده است.
بانوان گرامی برای اطمینان بیشتر و یافتن نمونه های دیگر در این کتاب مقدس مسلمانان که فراوانند آنرا بدون ترس و وحشت با دقت و صبر و حوصله بخوانید. خودتان از پیدا کردن حقایق بسیار در رابطه با ارزش هایتان بعنوان یک کالای تحت قیومیت و مالکیت در دست مردان در اسلام ناب محمدی شگفت زده خواهید شد.
یکی از شگفتی های بزرگ این  کتاب این است که شما هرگز در این کتاب حتی یکبار یک واژه و یک آیه که از برابری زن با مرد سخن گفته باشد پیدا نخواهید کرد!
اولین قدم در راه پاره کردن زنجیر اسارت باز کردن چشم خِرد است.
 آیا توان باز کردن آنرا دارید؟ اگر پاسخ مثبت است، این کتاب را با زدن عینک خِرد بخوانید.

بلاخره شيعه چند امام دارد ؟؟


نام مذهب شيعه و روحانيون اين مذهب اميختگي عجيب و ناگسستنى با دروغ و شيادى و تناقض دارد.
٤٠ سال حكومت فقهاى اين مذهب بر وطنمان، اين موضوع را چنان واضح و روشن كرده كه هيچ ايرانى بدين موضوع شك نميكند.
اين مذهب دروغين، زاده تخيل روحانيونى است كه تمام اهتمامشان در تزريق جهالت و خرافات در سطح جامعه و هرچه بيشتر در نادانى نگه داشتن افراد جامعه ميباشد.
چنين موجوداتى بالطبع نميتوانند چيزى به نام شرافت و انسانيت در وجودشان داشته باشند.
در تحقيق ژرف در كتب قديمى و معتبر مذهب گنبد پرستان، به احاديثى برميخوريد كه هيچ توضيح عاقلانه اى از سوى هيچ يك از فقهاى اين مذهب برايش وجود ندارد.
تا انجا كه همه ميدانيم مذهب تشيع اثنى عشرى داراي ١٢ امام هستند كه به جز امام على، بقيه دستشان از قدرت كوتاه بود ولى هميشه در زير سايه خلفاى وقت به خوبى و خوشى در آغوش كنيزان رنگارنگ ميزيستند .
اما در كتاب اصول كافى كه معتبرترين كتاب شيعه پس از قرآن ميباشد احاديثى ديده ميشود كه اين داستان را پيچيده كرده و كل اساس اين مذهب را درهم ميكوبد.
در جلد سوم از كتاب كافى (نسخه ترجمه شده) صفحه ٤٤١ اين كتاب احاديثى وجود دارد كه در زير به آنها اشاره ميكنم:
١) امام باقر فرمود: جابر انصاري ميگويد خدمت حضرت فاطمه رسيدم ، لوحى در برابر ان حضرت قرار داشت كه نام هاى اوصيا از فرزندانش بر ان نوشته بود، شمردم ديدم ١٢ نفر بودند كه اخريشان قائم ال محمد بود، سه تن از انها محمد و سه تن على نام داشتند .
پ ن: خوب با اين حساب تعداد ائمه به جز على ١٢ نفر نام برده شده و با على ميشود ١٣ نفر .
٢) رسول خدا فرمود: از فرزندان من ١٢ نفر نقيب هستند، كه همه برگزيده محدث و تفهيم شده هستند .
پ ن: باز هم تعداد ائمه با توجه به اينكه على جزو اولاد و نوادگان محمد محسوب نميشود، ١٣ نفر محاسبه شده است.
٣) رسول خدا فرمود: من و دوازده نفر از فرزندانم و تو اى علي ميخها و كوه هاى اين زمين هستيم.
خداوند به سبب ما زمين را ميخكوب كرده كه اهلش را فرو نبرد.
پ ن: باز هم با توجه به اين حديث به جز على ١٢ نفر ديگه ائمه معرفى شده اند.
حال سئوال اينجاست كه مگر ملاها از زمان صفويها تاكنون به مردم نميگويند كه مذهب شيعه اثنى عشرى و اينكه ائمه ١٢ نفر بوده اند، چطور معتبرترين كتابشان كه درواقع سند اين مذهب محسوب ميشود، ائمه را ١٣ نفر معرفى كرده است؟
آيا يك عقل سليم خزعبلات متراوش شده از ذهن بيمار اين روحانيون را باور ميكند ؟؟