چند سوال از دوستان مسلمان

چند سوأل از شما دوست مسلمان
ايا شما اعتقاد داريد كه ميشه بخاطر عقايد يكنفر اونو كشت؟
ايا شما اعتقاد داريد كه كسي كه به پيامبر توهين كنه بايد كشته بشه؟
ايا شما اعتقاد داريد كه مرتد رو بايد كشت؟
ايا شما اعتقاد داريد كه دست و پا رو ميشه بخاطر دزدي قطع كرد؟
ايا شما اعتقاد داريد كه ما كفار نجس هستيم مثل خوك و مردار و مني؟
ايا شما اعتقاد داريد كه بخاطر روابط جنسي خارج از عرف ميشه زن يا مرد رو سنگسار كرد؟
ايا شما اعتقاد داريد كه بعد از شكست كفار ميشه زن هاي اونارو به كنيزي گرفت و بچه هاشونو به غلامي؟
ايا شما اعتقاد داريد كه همجنسگرايان رو بايد كشت؟ يا بايد طردشون كرد
ايا شما اعتقاد داريد كه با دختر بچه ٩ ساله ميشه سكس كرد؟
ايا شما اعتقاد داريد كه مرد ميتونه ٤ زن عقدي و به هر تعداد كنيز يا صيغه داشته باشه؟
ايا شما اعتقاد داريد كه بخاطر خوردن مشروبات الكلي ميشه مردم رو شلاق زد؟
ايا شما اعتقاد داريد كه تحت شرايطي ميشه زنو كتك زد؟
آیا دییه اونو نصف بیضه مرد میدونی؟
آیا اعتقاد به سنگسار داری؟
و خیلی آیاهای دیگه که بخوایم بگیم این پست ادامه دار میشه و جنجالی
و……….
اگه جواب شما به این سوأل ها مثبت است
من برای شما تبریک میگویم 
شما یک مسلمان واقعی هستید👏👏👏👏👏🖕

عقیده قران در مورد پدر و مادر ناباور

قران در مورد رفتار یک شخص با والدینی که خدایانی بجز الله را میپرستند اطلاعات متناقضی میدهد. درسوره لقمان آیه 15 از مسلمان معتقد میخواهد که همنشینی با والدین را حتی اگر آنها در ناباوری اسرار ورزیدند حفظ… کند، اما سوره التوبه آیه 23 میگوید پدران و برادرانتان را در صورتی که معتقد نیستند همنشین و دوست خود قرار ندهید!
سوره لقمان آیه 15
اگر آن دو به کوشش از تو بخواهند تا چیزی را که نمیدانی چیست با من شریک گردانی اطاعتشان مکن. در دنیا با آنها به وجهی پسندیده زندگی کن و خود، را کسانی را که به درگاه من باز می گردند در پیش گیر. بازگشت همه شما به سوی من است و من از کارهایی که میکرده اید آگاهتان میکنم.


سوره التوبه آیه 23
ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر پدرانتان و برادرانتان دوست دارند که کفر را به جای ایمان برگزینند، آنها را به دوستی مگیرید و هرکس از شما دوستشان بدارد از ستمکاران خواهد بود..
حال چگونه از کنار هم بودن و احترام به عقاید سخن میگویید ؟؟
چگونه از احادیث دفاع میکنی؟؟
چگونه الان رویت میشود اصلا از احترام حرف بزنی ؟؟
پست مورد نظر را بارها بخوان در مورد عقیده خانواده هست عزیز!!تناقض را دیدی؟؟؟
وای به حال عقیده دیگران!!

نسل بشر

آیا نسل بشر از آغاز حاصل ازدواج با محارم بوده است !؟

قرآن در سوره نساء، آیه ۱ پاسخ پرسش بالا را داده و از قرار معلوم پاسخ مثبت است!
نساء ۱: « ای مردم ، بترسید از پروردگار خود ، آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن ، جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکند …»!!!
مفهوم و معنی آیه فوق این است که همسر آدم، «حوّا» از بدن آدم آفریده شده و فرزندان آدم (برادر و خواهر) با هم ازدواج کرده اند و با ازدواج فرزندان آنها نیز با هم نسل بشر در روی زمین پراکنده شده است!
نتیجه گیری اینکه همه انسانها از جمله همه مسلمانان گرامی از آغاز مطابق کتاب مقدس خودشان ( قرآن ) حاصل ازدواج با محارم بوده و عملا زنازاده هستند!
آیا مسلمانان عزیز با توجه به همین آیه در قرآن قبول دارند که اجداد اولیه آنها زنازاده بودند و خود آنها نیز حاصل نهایی اینگونه ازدواج ها هستند!؟ البته که نه چون برای ماله کشیدن بر آیات قرآن علم تفسیر را علم کرده اند تا راه فراری برای خرافه پرستی هایشان داشته باشند!
امروزه ما میدانیم که چنین نیست و بر اساس یافته های دانش مدرن از جمله دانسته های علم زیست شناسی پی برده ایم که چنین چیزی درست نیست و هر آنچه در کتب ادیان ابراهیمی از جمله قرآن درباره چگونگی پیدایش موجودی بنام انسان آمده است افسانه است و پیدایش انسان بر روی زمین خلق الساعه بدستور هیچ خدای خیالی ساخته ذهن بشر نبوده بلکه حاصل میلیاردها و میلیونها سال تغییر و تحولات زیست محیطی در روی سطح کره زمین بوده و صورت گرفته است.
پیشرفت های شگرفی که در علم ژنتیک و شیوه کار بر روی یافته های فسیل ها صورت گرفته است نتایج خردگرایانه و عقلانی تری برای چگونگی پیدایش گونه های مختلف گیاهان و انواع موجودات را در اختیار ما قرار داده است.


حال اینجا دو پرسش مطرح میشود:
چرا سازندگان خدای واحد در ادیان ابراهیمی به نحوه پیدایش انسان بر روی زمین اشراف نداشته اند و چنین دروغی را در کتب دینی شان مطرح کرده اند؟
دلیل این پرسش را باید در خرافه پرستی،ناآگاهی های علمی سازندگان این ادیان در گذشته دانست و جستجو کرد.
اما چرا پیروان این ادیان در قرن حاضر با توجه به دست یابی بشر به دانش مدرن و یافته های علمی متعدد صحت و اساس اینگونه افسانه سازی ها در ادیانشان را زیر پرسش نمی برند؟
این پرسشی است که باید هر انسان مومن و باورمند به ادیان ابراهیمی قرن حاضر از خود بپرسد و برای آن یک پاسخ قانع کننده ای پیدا کند. 

دیگر نمی توان در قرن بیست و یکم زندگی کرد و با افسانه های چند هزار سال پیش روی یافته های علوم نوین امروزی ماله کشید و از حقایق بدست آمده علمی فرار کرد.

بزغاله ای که مسلمان شد


ابو ایّوب شخص فقیری بود، جز یک بزغاله و یک من جو، چیز دیگری نداشت، همان بزغاله را ذبح کرد .
از آن یک من جو، نان فراهم نمود، به کمک دیگران آب گوشتی فراهم کردند .
همه مردم مدینه را دعوت نمودند، مردم دسته دسته می آ…مدند و از غذا می خوردند و می رفتند.

در عین حال به برکت وجود حضرت محمد غذا به همان وضع اول باقی می ماند !
آنگاه حضرت محمد فرمود:
« به اذن خدا برخیز ! » آن بزغاله زنده شد و برخاست ! و با شور و شوق ! گواهی به یکتایی الله و رسالت حضرت محمد داد ! (بحارالانوار، جلد 19، صفحه 12 )
پ:ن قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید😂😂😂😂

افتخارات مسلمانان

.
از افتخارات مسلمانان ، دایره لغات وسیع و جامع در مورد انواع دشمنان که باید کشته شوند!
ابتدا با برخی از این اسامی آشنا می شویم و در ادامه به احکام صادره قرآن در مورد آنها اشاره می کنیم:
1- کافر :
بی دین . بی کتاب . ناگرونده . ناگرویده یا دگر… اندیش !
2- کافر حربی :
– کافری ( دگر اندیش ) که از دولت اسلام فرمان نبرد. و حربی آن است که با او جنگ واجب است!
3- کافر ذمی :
– که مطیع اسلام بود و از او جزیه (نوعی باج ) گیرند !
4- کافر غیرکتابی :
– مشرک . بت پرست !
5- کافر فرنگ :
– مردم فرنگ که بدین اسلام نگرویده اند !
6- کافرکتابی :
– کافری( دگر اندیش ) است که امت پیغمبری باشد مثل یهود و نصاری و منکر دین اسلام باشد !
7- مشرک :
– کسی که شریک برای خدا قرار دهد و خدایان تصور کند ! ( فقط همین یعنی بگه خدا 2 تا است یا بیشتر !!! )


« بکشید کافران را که به دین الله روی نمی آورند تا فتنه وفساد از روی زمین برطرف شود…. » (قران .سوره بقره.آیه193)
« آنانرا بقتل برسانید هر کجا مشرکین را یافتید واز شهرهایشان آواره شان کنید چنانکه آنان شما را از وطن آ واره کردند.کارهای فتنه انگیز آ نان بدتراز کشتار است. » (قران .سوره بقره.آیه 191)
– طرفداران سازگاری اسلام با دموکراسی و احترام به عقاید دقت کنند !!
آیا هنوز هم …….

!!! )
« بکشید کافران را که به دین الله روی نمی آورند تا فتنه وفساد از روی زمین برطرف شود…. » (قران .سوره بقره.آیه193)
« آنانرا بقتل برسانید هر کجا مشرکین را یافتید واز شهرهایشان آواره شان کنید چنانکه آنان شما را از وطن آ واره کردند.کارهای فتنه انگیز آ نان بدتراز کشتار است. » (قران .سوره بقره.آیه 191)
– طرفداران سازگاری اسلام با دموکراسی و احترام به عقاید دقت کنند !!
آیا هنوز هم …….

ادیان متعدد

در طول تاریخ در ایران ادیان متعدد بوده‌اند. آئین‌های دیوپرستی و بت‌پرستی و عناصر طبیعی به دوره آئین‌های مهرپرستی می‌گرایند. مهرپرستی به ویژه بصورت میترائیسم خود را نشان می‌دهد و دارای نشانه‌های ستاره‌شناسی‌ست و میترا خدای پرتو خورشید است. دوره‌ی مزدیستی یا دین زرتشت که با پیامبر زرتشت اسپنتمان و اهورامزدا که همان خدای یگانه است مشخص می‌شود.
مفاهیمی مانند بهشت یا پردیس، دوزخ، روز رستاخیز، فرشته، ابلیس، همگی از آموزه‌های دین زرتشت‌ست. آئین‌های مانوی، مزدکی، زروانی، مسیحیت، یهودیت از دیگر ادیانی می‌باشند که پیش از اسلام وجود داشته‌اند. با اشغال استعماری عرب اسلام به ایرانیان تحمیل شد. از زمان صفویه مذهب تشیع بر ایران سلطه یافت. در ایران فقط شیعه دوازده امامی تأثیر گذار نبود بلکه اشعری و معتزله و ماتریدی و زیدی با برداشت‌های فقهی گوناگون وجود داشتند و همچنین مذاهب اربعه اهل سنت مانند حنفی و شافعی و حنبلی و مالکی نیز ادامه حیات دادند. در این بستر تاریخی گرایش های عرفانی و درویشانه و نیز بابیان، اهل حق، مندایی‌ها، سیک‌ها، رائیلیان، بودایی‌ها و بهائیت این مجموعه را گسترش دادند.
در این صد سال اخیر گرایش‌های جدیدی در شیعه‌گری پدید آمدند که هریک ویژگی خود را در رابطه با فقه شیعه برجسته می‌کند. از جمله این جریان‌های مذهبی‌سیاسی شیعه عبارتند از: فدائیان اسلام، خمینیسم، شریعتمداری، منتظری، علی شریعتی، فرقان، عبدالکریم سروش، مجتهد شبستری.
در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان فرقه‌های معنوی و عرفانی فعال در ایران را به سه دسته تقسیم کرد:
عرفان‌هایی که مدعی دین جدیدی هستند: سای بابا، رام الله، اوشو، اکنکار.
عرفان‌های غیر دینی: ساحری یا عرفان جادو، عرفان پائلوکوئیلو، فالون دافا، مدیتیشن متعالی.
عرفان‌هایی که منشاء دینی اسلامی و مسیحی و یهودی دارند: صوفیه، شاهدان یهود، کابالا، ابرآگاهی، اشراقیون، فرقه‌ی مادر، فرقه‌ی باران، فرقه‌ی حلقه.
طبق آمار دولتی طی دو سال و نیم اخیر حدود ۷۰۰ گروه از محافل دینی و آئینی در کشور جمع‌آوری و تعطیل شده‌اند. افزون بر آن طبق منابع دولتی اکنون بیش از ۷۰ فرقه‌ی شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند.
در اینجا فقط خواستیم جلوه‌هایی از وجود گروه‌بندی‌های دینی و مذهبی و آئینی، صرف‌نظر از ارزیابی مثبت و منفی، را مطرح کنیم. البته چنین مشخصاتی به جامعه ایران محدود نمی‌شود و در دنیا این تنوع دینی وجود دارد. ولی از دیرباز دین‌گرایی و رازگرایی در خصوصیّت فرهنگی و تربیتی مردم ایران‌ست. 

این پدیده نه تنها از نظر جامعه‌شناسی مهم‌ست بلکه همچنین از نگاه روان‌شناسانه و روان‌کاوانه دارای اهمیّت است. در این فضا، جایگاه فلسفه خردمندی و علم گرایی چگونه قابل تعریف‌است؟

بررسی یک آیه از قرآن

سوره ۶۸: القلم، آیه ۱۳ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍscreen shot 2019-01-13 at 15.09.18 برای کسی که زبان او عربی است و به دستور زبان و گرامر و برگردان واژه ها و شاید هم تاریخچه واژه ها آشناست، آیه روشن و واضح است، و تنها چیزی که نیاز دارد بداند تا آیه برایش بهتر دانسته شود «شان نزول» است نگاهی بیندازیم به برگردانهای پارسی این آیه فولادوند: گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است مکارم: علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است. خرمشاهی: درشتخوى، و بعد از اين همه، ناپاكزاد الهی قمشه ای: با این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بی‌اصل و نسب است. آیتی: خشن‌مردى، ناشناخته نسب بهرام پور: گذشته از آن درشت‌خوى، بى‌تبار و بدنام است خرمشاهی: علاوه بر اینها درشتخوی و سنگین دل، و انگشت نما به بدیها است. [[«عُتُلٍّ»: درشتخو. سنگین دل. سخت روی و زشتخوی (نگا: روح‌البیان). «زَنیِمٍ»: نشاندار به هرچه بدی و زشتی است. حرامزاده. البتّه کسی که مجمع بدیها و منبع زشتیها باشد، ناانسان و ناکس بشمار است، و از زمره انسانها محسوب نمی‌گردد.]] صادقی تهرانی: ترک‌کننده‌ی تمامی فضیلت‌ها و عمل‌کننده‌ی به همه‌ی رذیلت‌ها (و) پس از آن بی‌تبار است مجتبوی: [و] پس از اين همه، سختدل و درشت‌خو و بى‌تبار است معزی: بسیار بازدارنده از نیکی تجاوزکننده گنهکاری‌«12» درشتخوئی پس از آن بی‌تباری‌ چگونه می شود یک سخن روشن و مبین برای قوم و زبانی، اینهمه سردرگمی برای قوم و زبانی دیگر بیاورد؟ و با چه گستاخی و جسارتی مترجمین اندیشمند و محترم برای یک واژه، اینهمه برگردانهای گاه با هم متضاد و متناقض می آورند و می نویسند؟شوربختی در این است که هر کدام تفسیر و تعبیر خود را درست و بجا می دانند!از همه بدتر ناسزایی هست که مانندش در قرآن فراوان هست که برسی آن در این مبحث نیست؛