ABOUT ME

5746602708_09225ec615
من در یک محیط اسلامی به دنیا آمدم حدودا از سن ۴،۵ سالگی به اجبار والدین در کشور محیط اطراف مجبور بودم مثل مسلمانان رفقار و زندگی کنم.

یادمه کلاس سوم راهنمایی و قتی پدرم منو به مدرسه می برد یه صحنه اعدام دیدم خیلی شلوغ بود مردم جمع شده بودند و یک جوان آویزان شده بود من که وحشت زده شده بودم ناگهان بیهوش شدم ، وقتی به بیدار شدم در ریکاوری بیمارستان بودم .

اون صحنه اعدام تاثیر بیسار عمیقی بر من گذاشت ، آخه اون اعدامی خیلی جوون بود فکر من کنم حدودا بیست ساله بود ،  روح من پر از تنفر شده بود، پدر و مادرم تا ۲ماه منو پیش روانپزشک می بردن .

چه فلسفه ای پشت اعدام اون جوان هست ، حتما او کاری کرده بود که و به خاطر آن اعدامش کردند.

این عدالت الله یا خدا در کل دنیاست ، و چون ایران کشور اسلامی است قوانین الله باید اجراشود .

همچنین ما مجبور بودیم ظهر ها در مدرسه نماز ظهر بخوانیم ، راه فرار هم نبود ، و اگر نمیخواندم مدیر و ناظم واینها به پدر و مادرم خبر میدادند.

من از نماز خیلی بدم می امد ولی چاره ای نداشتم. من هم نماز الکی خم و راست میشدم بدون گفتن حتی یک کلمه. وضو هم نمی گرفتم ، اصلا نمیتوانستم منطق و درستی آن کادرها رادرک کنم.

یک مثال کوچک برای درک چگونگی عضو یک مملکت اسلامی بودن :

من همیشه در مورد وجود خدا شک داشتم ، اما به عنوان یک ایرانی، در ایران زیر پرچم حکومت افراطی آخوندی نمی توانستم حتی آنرا بیان کنم.

همیشه سوال میکردم و با کنجکاوی سعی میکردم خدا را پیدا کنم ولی چیزی پیدا نمیکردم.

یکروز یکباره از خواب بیدار نشدم و بگم اوه من از امروز دیگه تصمیم گرفتم بیخدا باشم، نه اصلا اینطور نیست، کل زندگی من در شرایطی بود که همیشه مجبور بودم زیر سایه اسلام زندگی کنم.

همانطور که گفتم من خیلی سعی کردم خدا را پیدا کنم ولی نتوانستم. من که خدا ندیدم و باور نکردم ولی شاید بعضی ها میتوانند خدا را باور کنند یا ببینند.

من همیشه ذجر کشیدم از این دین و خدای دروغین و به این نقطه رسیدم بلند شوم و باایستم و دیده شوم و سعی کنم بیشتر در مورد دین اجباری و خدای دروغی آن تحقیق کنم وبا این کار عده زیادی را از فریب و دروغ دین رهایی دهم.

ظاهرا اصلی ترین تفاوت میان انسان و حیوان قدرت تصمیم گیری انسان در سنین مختلف است . پس حق انتخاب من چه شد ؟

امکان نداشت بتوانن در مورد اصل وجود خدا سوال پرسید ،

227517_183049085080772_163322387053442_486008_1730868_n

حتی اجازه نداریم در مورد این همه دروغهایی که شنیدیم در مورد دین و وجود خدا فکر کنیم باید وانمود کنیم آنها را باور داریم ، اعقاداتی که به دستور رزیم در اجتماع به همه دیکته میشد. همه مجبورند قبول کنند. مثلا : اسلام ما از همه ادیان برتر است حتی ما شیعه ها از سنی ها هم برتر و بالاتریم.

به ما کفته میشد ما مسلمین بعد از مرگ تنها ساکنان بهشت هستیم و بهشت مطعلق به ماست ، بدون اینکه حتی به کسی اجازه بدهند تصمیم بگیرد که اصلا میخواهد به بهشت برود یا نه ؟

پس تکلیف کسانی که بهشت و جهنم را قبول ندارند و میخواهند راه خودشان را انتخاب کنند چه ؟

به طور حتم در کشورهای مسلمان رادیکالی بسیاری از مردم بی خدا هستند ولی رازشان را با کسی نمیگویند چون از عواقب آن میترسند.

از دین وخدا فقط بی عدالتی دیدم  و معنای جمله سلمان رشدی را فهمیدم که میگوید :

از همان ابتدا بشر برای تبدیل بی عدالتی به عدالت از خدا استفاده می کرد.

دریافتم که من به دین و خدا کاری نداشته باشم و یک بی خدا باشم.

**********

Men talk of heaven, there is no heaven but here;

Men talk of hell, there is no hell but here;

Men of hereafters talk, and future lives,

O love, there is no other life, but here

Look not above, there is no answer there;

Pray not, for no one listens to your prayer;

And Here is just the same deceit as There

The Koran! Well, come put me to the test

Lovely old book in hideous error drest

Believe me, I can quote the Koran too,

The unbeliever knows his Koran best