خدا وجود ندارد چون دیده نمیشود!

اسلام گرایان معمولا چون جزم اندیش هستند و نظام فکری غلطی را پیروی میکنند معمولا از تفکرات مخالفان اندیشه های خود آگاهی ندارند. برای همین کار را برای خود آسان میکنند و میگویند بیخدایان خدا را قبول ندارند چون میگویند خدا را نمیتوان دید، به این روش سفسطه حمله به آدم پوشالین نیز گفته میشود، یعنی شما به غلط فرض میکنید که طرف مقابل به چیزی اعتقاد دارد و بعد تلاش میکنید آن چیز را رد کنید و بعد احساس پیروزی میکنید. مثل اینکه شخصی بگوید آیین اسلام باطل است زیرا مسلمانان خون سگ مرده را میخورند و بعد هشت ساعت از ضررهای خوردن خون سگ مرده سخن بگوید و گمان کند که اسلام را رد کرده است.

جالب است که این نوابغ بعد از ذکر این نکته هم استدلال میکنند که باد را نیز نمیتوان دید اما وجود دارد و این افراد اسلامی واقعا فکر میکنند که این همه فیلسوف بیخدا عقلشان به این مسئله نمیرسیده است و نمیدانستند که عقل، درد، باد و بسیاری از سایر چیزها را نمیتوان دید، اما اینها همگی وجود دارند.

البته پرواضح است که بیخدایان تنها به این دلیل که خدا قابل دیدن نیست وجود خدا را رد نمیکنند، بلکه برای رد وجود خدا دلایل مفصل و متعدد دیگری دارند. برای آگاهی از اینکه چرا خدا وجود ندارد، به این نوشتار با فرنام «از کجا میدانید خدا وجود ندارد؟» مراجعه کنید.

اما برای توضیح مختصری در مورد این مسئله به تعریف چند مسئله نیاز داریم.

واقعیت: واقعیت یعنی چیزی که وجود دارد، واقعیت یک مفهوم عینی (Objective) است، تنها چیزهایی واقعی هستند و واقعیت دارند که موجود باشند و موجودیت داشته باشند. چیزهایی که وجود ندارند غیر واقعی خوانده میشوند.

ادراک: قدمای فلاسفه درک کردن انسان را به 3 مرحله مجزا تقسیم بندی میکنند.

  • حس : عبارت است از دریافتهای دستگاه های حسی انسان که بوسیله مخابره اطلاعات توسط دستگاه عصبی انسان، مغز را از وجود چیزهایی که در دنیای خارج از مغز وجود دارند آگاه میکنند، در مورد حس کردن در نوشتاری با فرنام «خدا را باید احساس کرد!» توضیحات کافی داده شده است و مطالعه آن نوشتار توصیه میشود زیرا برداشتی که معمولا از حس میشود برداشتی نابرابر با مفهوم واقعی آن است، اما این نکته را باید اضافه کرد که بنابر این تعریف از حس کردن، تمامی ادراکاتی که انسان توسط دستگاه عصبی دریافت میکند، از جمله فعالیتهای عصبی که موجب حس کردن درد میشوند نیز احساس محسوب میشوند. انسان تنها چیزهای واقعی را میتواند حس کند.
  • تخیل: عبارت است از به یاد آوردن چیزی که قبلا حس شده است.
  • تعقل: تغییر تخیلات به مفاهیمی که قابل انتقال باشند را تعقل نامند.

حقیقت: حقیقت یعنی درک واقعیت، حقیقت مفهومی ذهنی (Subjective) است، یعنی بدون وجود متفکر حقیقتی وجود ندارد. حقایق را به دو دسته میتوان دسته بندی کرد

  • حقایق عینی: حقایق عینی واقعیت خارجی دارند و در دنیای خارج از ذهن واقعاً وجود دارند. هرچیز که واقعیت عینی باشد باید قابل شرح و بررسی از لحاظ فیزیکی باشد، بعبارت دیگر تمامی حقایق عینی، فرمی از ماده (بطور کلی بغیر از ماده و انرژی چیز دیگری در دنیا وجود ندارد، بحثهای بیشتر در این مورد را در نوشتاری با فرنام پس دنیا وانسان را که بوجود آورده است؟، بیابید.) دارند. مثلا درد، حقیقتی عینی است زیرا قابل بررسی از لحاظ مادی است، دستگاه های بدن درد را توسط تغییرات مادی توسط دستگاه عصبی به مغز انتقال میدهند. حقایق عینی بطور مستقل از متفکر وجود دارند، یعنی برای اینکه وجود داشته باشند نیاز به آگاهی ما ندارند و اگر متفکر نیز وجود نداشته باشد آنها وجود خواهند داشت.
  • حقایق ذهنی: حقایق ذهنی مفاهیمی هستند که در دنیای خارج از ذهن واقعیتی ندارند، بلکه صرفاً در ذهن انسانها وجود دارند، حقایق ذهنی داده های اولیه علوم متافیزیکی (متافیزیک چیست؟) هستند، بعنوان مثال قوانین شطرنج، قوانین حقوق بشر و بسیاری از مفاهیم دیگر را میتوان از حقایق ذهنی دانست، اینگونه حقایق ساخته ذهن انسانها هستند و گاهی نیز با نام مجردات (Abstract) از آنها یاد میشود، برای نمونه های بیشتر، عشق، محبت، زیبایی، حقوق، قوانین و موارد مشابه همگی از حقایق ذهنی هستند. همه حقایق ذهنی ساخته شده ذهن انسان نیستند، بسیاری از این حقایق به خودی خود وجود دارند و نیاز به سازنده ندارند، مثلا قوانین منطق و روابط هندسی موجود در هندسه همگی حقایق ذهنی هستند، این قوانین و مفاهیم شکل مادی ندارند و توسط ذهن انسان شناخته و تعریف شده اند.

بعد از این تعاریف ساده اما بسیار ضروری برای درک بسیاری از مسائل به توضیح مختصری درمورد دو مکتب مختلف مربوط به «نظام فکری» خواهیم پرداخت. تمامی این دسته از مکاتب برای پاسخ دادن به سوال «چگونه میتوان چیزی را دانست»، پدید آمده اند.

حس گرایی (Empiricism، حسیون)

حس گرایان همیشه اصرار داشته اند که حس کردن تنها روش دانستن است. دستگاه های حسی ما (بینایی، بویایی، لامسه، چشایی و…) اطلاعات دقیقی از اطراف را در اختیار ما میگذارند که بدون وجود این اطلاعات دقیق، داشتن دانش در مورد محیط پیرامون برای ما هرگز میسر نبود. حس گرایان معتقد بودند که تجربه حسی به تنهایی مادر تمامی دانسته های ما است. از معروف ترین حس گرایان و تئوریسین های این مکتب فکری جان لاک، فیلسوف انگلیسی است.

تجربه گرایی و حس گرایی عموماً به یک مفهوم بکار برده میشوند و تقریباً تمامی علوم تجربی از این روش برای دستیابی به حقایق استفاده میکنند. بنابر این از نظر پیروان این نظام فکری، تنها چیزهایی حقیقی هستند که قابل حس کردن باشند. این افراد معتقد هستند حتی حقایق ذهنی همچون قوانین ریاضی را نیز میتوان در عمل تجربه و در نتیجه احساس کرد. حس گرایی به خودی خود بیخدایی را نتیجه نمیدهد، برخی از حس گرایان معتقد بوده اند حس گرایی محدود به این جهان است.

خردگرایی (Rationalism، عقلیون)

خردگرایان قوه عقلانیت (خرد) و استدلال معتبر را تنها مرجع دستیابی و اولین منبع دانش و رسیدن به حقایق میدانند و به اصالت عقل معتقد هستند، در مورد خردگرایی در نوشتاری با فرنام «خردگرایی چیست؟» بطور مفصل صحبت شده است و توضیح بیش از این تعریف مختصر در حوصله این نوشتار نیست. خردگرایان هیچ مفهوم ناسازگار با عقلانیت خود را هرگز بعنوان حقیقی بودن قبول نمیکنند.

برای درک بهتر تفاوت خردگرایی با حس گرایی باید به این نکته اشاره کرد که حس گرایان معتقدند دانش بشر از جایی آغاز میشود که او حس کردن را آغاز میکند. اما خردگرایان معتقدند دانش بشر از پیش فرضهایی که آشکارا حقیقی هستند آغاز میشود. بعنوان مثال خردگرایان میگویند هر چیزی که قرمز باشد، چیزی رنگین است و ما برای اینکه ببینیم چیز قرمزی رنگین است نباید حتماً آنرا حس کنیم (ببینیم) بلکه میتوانیم با فرض کردن اینکه آن چیز قرمز است نتیجه بگیریم که رنگین است. شاید بتوان مهمترین تئوریسین خردگرایی را رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی دانست. لذا استدلال در خردگرایی و تجربه در حس گرایی منابع کسب دانش محسوب میشوند.

حال پس از این توضیحات دوباره به مسئله ای که مطرح شده بود بپردازیم. دیدن خدا، برابر با حس کردن خدا است، در نوشتار «خدا را باید احساس کرد!» اثبات شده است که خدا قابل حس کردن به معنی وافعی حس کردن نیست. بنابر این همین مسئله خدا را از ردیف حقایق عینی (چیزهایی که واقعیت دارند) خارج کرده و به دسته بندی حقایق ذهنی وارد میکند. حقایق ذهنی نیز خود میتوانند معتبر و غیر معتبر باشند، و خداوند از مفاهیم ذهنی (که تنها در ذهن برخی از انسانها واقعیت دارد) غیر معتبر، یعنی خرافی است. بنابر این کسانیکه میگویند «خدا وجود ندارد، چون نمیتوان او را دید» در واقع به این واقعیت اشاره میکنند که غیر مادی بودن پدیده خدا، واقعی بودن وی را الزاماً باطل میکند.

حال دیدگاه های دو مکتب فکری مطرح شده در مورد این مطلب میتواند متفاوت باشد، حداقل تفاوت میتواند در این باشد که حس گرایان میگویند خداوند وجود ندارد چون قابل حس شدن نیست، و یا اینکه حداقل حضوری بر روی زمین ندارد، اما خردگرایان ممکن است این استدلال را به دلیل اینکه خدا ممکن است اساساً در این ناحیه وجود نداشته باشد و در جایی دیگر قرار گرفته باشد، وجود خدارا به یکباره زیر سوال نبرند و ادعا کنند که ممکن است در جایی دیگر خدا وجود داشته باشد.

گفتنی است بسیاری از خداباوران معتقدند خداوند جایی ندارد، اما این قضیه همچنان خداوند را از حقایق عینی خارج میکند زیرا ماده جرم دارد و فضا اشغال میکند. لذا خردگرایان معمولا چنین ادعایی برای رد وجود خدا نمیکنند، اما این استدلال همچنان از نظر حس گرایان و طبیعت گرایان (Naturalists) معتبر است. لازم به ذکر است در کتب آسمانی معمولا از مادی یا غیر مادی بودن خدا صحبت چندانی نمیشود، بیشتر کتب دینی از جمله قرآن اشاره به مادی بودن خدا دارند اما وی را ساکن آسمان هفتم میدانند، اما پیروان امروزی این ادیان تمامی این مفاهیم را استعاره میدانند و معتقدند خداوند اساساً جایگاهی ندارد و غیر مادی است.

لذا هروقت اسلامگرایی یا خداباوری به این سفسطه دچار میشود و مثالهای کودکانه ای مثل جریان «شخصی گفت خدا وجود ندارد چون نمیتوان اورا دید و خداباوری به گوش او سیلی زد و آنشخص ملحد گفت چرا اینکار را کردی من دردم آمد، و خداباور به او گفت کدام درد؟ درد وجود ندارد چون نمیتوان آنرا دید» را بیان میکند باید به او متذکر شد که:

  • ما خردگرایان معتقد نیستیم هرچه را که نتوان دید وجود ندارد، این استدلال را خداباوران باید در مقابل حس گرایان مطرح کنند نه خردگرایان.
  • حس گرایان نیز تنها به دیدن اکتفا نمیکنند، تمامی حس های بدن و فعالیتهای دستگاه عصبی جزو حس کردن به شمار میرود، لذا درد مفهومی کاملا مادی دارد، ارگانهای مشخصی از بدن پیغامهای مربوطه را به مغز مخابره میکنند، هم این پیغامهای الکترومغناطیسی هم عکس العمل مغز و هم ارگانی که درد را ارسال می دارد کاملا قابل بررسی مادی هستند، لذا درد اساساً حقیقتی عینی است نه ذهنی، خداباوران باید دنبال مثالهای دیگری برای اینگونه سفسطه ها باشند، داستانهای مسخره بهلول و یا امام صادق دیگر کاربردی ندارند.
  • نهایتاً اگر خداباوران بتوانند (که نخواهند توانست) مثالی از حقیقتی پیدا کنند که قابل توضیح و بررسی از دیدگاه مادی نباشد، نتیجه حاصله این خواهد بود که آنچیز مفهومی عینی نیست و مفهومی ذهنی است، لذا هیچ تناقضی با اصول ماده گرایی و خردگرایی یا بیخدایی پیش نخواهد آورد.

نتیجه آنکه خداوند تنها در ذهن افراد وجود دارد و اساساً ساخته ذهن انسانها است و وجود خارجی ندارد (خداوند چیست؟) .

نکته آخر آنکه غیر قابل حس بودن خداوند از اتفاق زمینه یکی از برهانهای اثبات عدم وجود خدا با نام برهان پنهانی الهی است که در بخش «براهین اثبات عدم وجود خدا» توضیح و شرح داده خواهد شد.

6 نظر برای “خدا وجود ندارد چون دیده نمیشود!

  1. سلام
    خدا وجود داره!
    انسان ها نگرش دارند و نگرش ما به زندگي خيلي مهمه و شما از اين زاويه كه مادي هست بررسي ميكنيد..
    اگر بخواييم با توجه به اين دنيا تصميم بگيريم كه اره خدا با توجه به اينكه قابل حس نيست وجود نداره!
    اما شما فكر نميكنيد به اينكه اين دنيا بر اساس تقدير الهي، قضا و قدر، سنت ها، املاء و استدراج و… هست؟
    نميدانيد كه انسان با خير و شر ازمايش ميشه؟
    اصلا اينكه چرا من توي اين دنيا هستم؟
    جهان هستي چگونه بوجود اومده؟
    ايا جهان چند گانه وجود داره؟ بله، در قران امده.
    اين ها سوالاتي هستند كه هيچ يك از ما ها نميتونيم جوابش رو پيدا كنيم چرا كه ذهن ما محدوده!
    و بايد بعد از مرگ متوجه بشيم كه قرآن گفته وارد دنياي ديگه اي ميشيم.
    كتاب اثر جفري لانگ و ابن الكساندر، دو پزشك امريكايي و اتئيست رو مطاله كنيد تا متوجه بشيد زندگي پس از مرگ وجود داره.
    خدا تو قرآن گفته انسان ها حتي اختيار سود و زيان خودشون رو ندارند؛ پس چه چيزي رو انكار ميكنيد؟
    اينكه روزي بخوايد از اين دنيا بريد، ترسي نداريد؟ ١٠٠ درصد كه داريد، چرا كه ما انسان ها روحيه بي نهايت طلب داريم و ميل به جاودانگي داريم و بهترين هارو ميخواهيم و شما چون جوون هستين و از شكم سيري ميگيد كه اتئيست هستين و ميخواين كلاس بزارين..
    با توجه به اين موضوع كه بهترين هارو ميخواهيم شما دوست ندارين تو دانشگاه هاروارد كه رنك يك هست درس بخونين؟ صد البته! اما شايد هوش شما به اندازه خانم ميرزاخاني نبوده!
    و اينكه در قران امده كه خدا به اندازه توانت بيشتر تكليف نميده.. پس دلم به چي خوش باشه؟؟؟؟ خدا گفته زندگي اصلي در اخرته كه بر اساس عمل صالح و تلاش مستمر چه مادي و چه معنوي بدست مياد.
    تو قران اومده كه خداوند رحمت رو بر خودش واجب كرده و نتيجه تلاشتو تو اين دنيا ميده..
    خدا تو قرآن گفته كه تو قيامت افرادي ميگن ميدونستم كه وعده خدا حقه (بهشت هست، جهنم هست، خدا هست، فرشته هست، شيطان هست) و سپاس خدا رو كه به وعده خود عمل كرد؛ حالا نميخوايد شما پيشگيري كنيد و مامور خدا باشيد و بر حق صبر كنيد تا وعده خدا رو ببينيد؟

    – به كدامين سخن ايمان مياريد؟؟؟؟

    دوست داشتن

  2. دوست عزيز شما شايد ذهنت محدود باشه ولي خودتو با بقيه جمع نبند، كسي تا حالا از اون دنيا برگشته به شما بگه من قيامت بودم، بعد از مرگ انسان مثل تمام كوجودات ديكر تجزيه ميشه و چيزي ازش باقي نميمونه من دوست ندارم تو دانشگاه فلان درس بخونم به جاش دوست دارم به هموطني مثل شما نشون بدم كه بجاي حساب كردن زنها به اندازه بيضه چپ مرد يا سنگنسار واعدام و هزار تا جنايت ديگه به جاي اين طرز تفكر كمي شبيه انسانهاي مدرن فكر كنيد و به كار كفار كاري نداشته باشيد شما قرانتو بخون

    دوست داشتن

  3. امام زمان هم اگه بياد كه خودش ميزنه همتونو اعدام ميكنه در پستهاي قبل مطالبي در موردش هست

    دوست داشتن

  4. شما بحث از مدرنسيم زدين!
    چيزي كه شما + سايت زنديق از اسلام ميدونين اين هست كه زندگي اي بسيار ساده دارن كه هر روز با ماشيني مثل پرايد به سر كارشون ميرن و سر مردم كلاه ميزارن و همديگه رو ميكشن..
    باز هم تاكيد ميكنم كه اتئيست بودن شما بخاطر شكم سيري و جلب توجهه و انسان در دوران جواني تمايل به ديده شدن داره..!
    اولا اينكه سيستم مملكت ما از پايه مشكل داره و اين رو همه ميدونن بخصوص اموزش پرورش ما.. به همين دليل هستش كه افراد به اهداف ماديشون به اصطلاح مدرنشون نميرسن؛ مثل زندگي در شهر خوب، ماشين عالي، خونه ي لوكس و… . و اين يعني اينكه بعد از سال هاي سال متوجه ميشن كه اشتباه كردن و سرمايه و استعداد هايي داشتن كه اي كاش در سن زيباي ١٨-١٩ سالگي ميتونستن روي اونها كار كنن و به درجات بالاي زندگي نائل بشن و مدرن زندگي كنن!
    كه باز تاكيد ميكنم مشكل از سيستم اموزش پرورش هست كه اول اموزش ميده و بعد زماني كه كار از كار گذشته پرورش ميده! و شما ها به اسلام ارجاعش ميدين!
    حال يك انسان از كجا بفهمه كه بايد مدرنيسم زندگي كنه؟؟ يعني بايد كافر باشه كه مدرن زندگي كنه؟
    جوابش تو قرآنه..
    اولا خدا ميخواد ما اون رو بپرستيم و فقط از اون كمك بخوايم.. يعني دين يهود، نصاري، اسلام با هم برابرند و همه يك دين واحد دارن كه اون هم خدا پرستيست!
    واژه اسلام (كه همه شما ازش نفرت دارين!) يعني تسليم شدن در برابر خداوند و نه قرآن، تورات و انجيل!!!!!!!
    يعني كه يهودي هم مسلمان هست كه مسلمان يعني تسليم شدن در برابر خدا!
    يعني نماز، زندگي و مرگم براي خداست!!!!
    حال، خدا سرمايه هايي رو توي وجود من قرار داده كه بايستي ازشون پيروري كنم: مثلا من استعداد ورزشي دارم؛ رونالدو به اين استعداد پي برد و خدا كمكش كرد كه در اين زمينه قدم ورداره چرا كه با همين ورزش ميتونه دنيا رو به ارث ببره و به قول شما مدرن زندگي كنه و ميكنه!!!!
    سوره طه رو بخونين كه نوشته از من پيروي كنين تا در اين دنيا و اخرت موفق باشي!
    پس انسان باهوش روي سرمايه هاي خداداشيش كار ميكنه و ميدونه با اين سرمايه ها به درجات برتر ميرسه و خواست خدا هم همينه! چرا كه ميخواد به بهترينا برسيم.. و انسان داراي اختيار تامه كه بخواد يا نخواد فرمان بگيره!
    همه ما يكتاپرستان داريم پيشگيري ميكنيم و اينو بدونين كه دنياي پس از مرگ ويژگي هاي داره كه ما ازش بي خبريم!! و اطلاع نداريم!!!
    خدا جهنم رو افريد تا زناكار هارو واردش كنه، ظالمان رو واردش كنه و… . پس افراد ظالم تسليم خداوند نيستن معناي اسلام).
    تو قرآن اومده اگر از من در حيطه مادي پيروي نكردي زيان كردي و زرق و برق دنيا رو به ارث نميبري و بايد از شايستگان باشي!!!!
    با اين ديد چقدر يك انسان ميتونه پركار، فعال و.. باشه؟! و اين عاليه!
    و مطمئن باشين كه دنيا رو به ارث ميبره و در بهترين شهر هاي دنيا زندگي ميكنه + بهترين ماشين، بهترين لايف استايل، بهترين مسافرت و …
    چيزي كه خدا وعده ش رو توي قران داده است..
    ولي نگفته كه ميري به جهنم!!!
    هنوز مشخص نيست كه كافرا به جهنم ميرن يا نه!! هيچ چيز معلوم نيست و از تدبير خداوند بي خبريم..
    نتيجه: ما تسليمان خداوند مدرن زندگي ميكنيم و چيزي كه به من داده شده از خدا شخصيت علمي هست كه با اين معيار ميتونم به بهترين ها برسم و خوشحالم كه اين رو از قرآن و تورات مقدس متوجه شدم + توفق الهي كه با افرادي كه ملاقات كردم دعوتم كردن و تمام زندگي ام رو دارم روي اين قضيه با عشق و شور و نشاط صرف ميكنم و قراره يك روزي هم Apply كنم و به عنوان يك شخصي كه تسليم خواسته خداوند چه مادي و چه معنوي مامورش هستم، مدرن زندگي كنم چرا كه خداي من و تو خواستار كمالات هر دوي ما هست.

    – دانشجوي مهندسي كامپيوتر دانشگاه تهران

    دوست داشتن

  5. مرد حسابي سردم داران مسلمان هواپيما مسافربري رو رو هوا ميزنن دارويي كه تحريم نيست رو خودتون بر مردم تحريم كردين از اول شروع كردين دزدي و ادم كشي ، شما خودتون كرونا هستين ، امار تصادفت ماشين هاي ساخت اخوند از هر هلوكاستي بيشتره ، الگوهاي مسلمانان در ايران سعيد طوسي ها هستند و خاوري ها و بقيه درزدها مثل علي كه حتي شمشير ذورفقارشم دزدي بود براستي اين همان شيوه زندگي و مردم داري است كه خدا در قران به مسلمانان اموزش داداه من واقعا موتجه نميشم چطور واقعا روت ميشه بياي و اين حرفها رو بزني، شما از اول ادم كش و مال مردم خور بودين تا امروز و برنامه ايندهتون هم همينه بي شك، چه موجوداتي هستين واقعا شماها، اين روز ها به ميكون تعليم ميدن مياد تو تلوزيون حرف ميزنه واقعا چطوره كه شماها هيچ بويي از انسانيت كه هيچ از حيوانيت هم نبرده ايد، لعنت بر جهل

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.