افسانه پیشینیان…

 

Screen Shot 2018-08-16 at 11.26.46.png

مردم زمان محمد هم می گفتند که آنچه تو می گویی افسانه پیشینیان است این مسئله حداقل ٨ مرتبه در قرآن تکرار شده،
سوره فرقان آیه ٥
سوره چهارپایان آیه ٢٥
سوره منابع طبیعی آیه ٣١
سوره زنبور عسل آیه ٢٤…
سوره قلم آیه ١٥
سوره مورچه آیه ٦٨
سوره کم فروشان آیه ١٣
سوره مومنون آیه ٨٣

Screen Shot 2018-08-16 at 11.27.09.png
چرا باید اینقدر مردمی که میگن جاهل و نادان بودن !!به سخنان الهی ایراد میگرفتن ؟نباید شک کرد که شاید آنها هم این داستانها را شنیده بودن ؟ نباید شک کرد که این مردم جاهل نبودن ؟نباید شک کرد که محمد هم مانند این مردم این داستانها را شنیده بود و خوانده بود ؟نباید شک کرد که محمد حداقل ٢ تا معلم داشت یکی سلمان فارسی یکی ورقه بن نوفل پسر عموی خدیجه که مسیحی بود؟؟
حالا اگر بگیم مردم زمان محمد این داستان ها را بلد بودن و محمد نشنیده بود چه معنی داره ؟
ببینیم سوره یوسف آیه ٣ چی گفته

Screen Shot 2018-08-16 at 11.27.24.png
با این قرآن که به تو وحی کرده ایم، بهترین داستان را برایت حکایت می کنیم که تو پیش از این از بی خبران بوده ای.
شأن نزول آیات 1 تا 3:
ابن عباس و ابن مسعودگویند: مردم از رسول خدا صلى الله علیه و آله خواستند و گفتند: یا رسول الله چه خوب بود اگر براى ما در قرآن داستانى هم مى آوردى سپس این آیات و سوره نازل گردید.
مقاتل و کلبى گویند: منافقین از سلمان فارسى خواسته بودند که از براى آنها از تورات و عجائبى که در آنست، سخن بگوید. خداوند آیه 16 سوره حدید «أَلَمْ یأْنِ لِلَّذِین آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللَّهِ» را براى پیامبر ناز گردانید سپس آیات این سوره را نازل فرمود تا آیه سوم

Screen Shot 2018-08-16 at 11.27.39.png
و نیز گویند آیه سوم این سوره نازل گردید و به آن‌ها خبر داد که قرآن داراى بهتر و نیکوترین داستان است بنابراین از لحاظ استماع داستان به غیر قرآن احتیاجى نیست.
/آیه3یوسف
چه نیازی به تکرار این داستان ها بوده ؟؟کامل تر این داستان ها که تو کتاب یهودی ها هست همین الان هم برای فهم داستان های قرآن ناچار باید تورات را بخوانیم !راستی باز تو این آیه از ضمیر جمع برای خدای یگانه استفاده شده!!؟

Screen Shot 2018-08-16 at 11.27.57.png

طبق نظر مسلمین، الله خروس است!

Screen Shot 2018-08-16 at 10.56.03.png
شیخ کلینی در کتاب خویش چنین می آورد :
406 – الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن محمد بن الفضيل،عن أبي جعفر (عليه السلام) قال:  إن لله عز وجل  ديكارجلاه  في الأرض السابعة وعنقه مثبتة تحت العرش وجناحاه في الهوى إذا كان في نصف الليل أو الثلث الثاني من آخر الليل ضرب بجناحيه وصاح » سبوح قدوس ربنا الله الملك الحق المبين فلا إله غيره رب الملائكة والروح » فتضرب الديكة بأجنحتها وتصيح.
الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني  جلد : 8  صفحه : 272 و 273
ترجمه : امام باقر گفت : الله خروسی است که پاهایش در زمین هفتم و گردنش در زیر عرش قرار دارد و بال هایش در هواست و چون نیمه شب یا ثلث دوم آخر شب شود دو بالش را بر هم زند و فریاد کند….
بحار الأنوار – ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسي  جلد : 56  صفحه : 195
بحار الأنوار – ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي  جلد : 59 صفحه : 195

Screen Shot 2018-08-16 at 10.56.18.png
همین روایت را شیخ صدوق با سند دیگر می آورد :
333 – حدثنا محمد بن أحمد بن الحسين بن يوسف البغدادي قال حدثنا علي بن محمد بن عيينه، قال: حدثنا دارم بن قبيصة، قال: حدثنا علي بن موسى الرضا عليه السلام قال: حدثنا أبي موسى بن جعفر، عن أبيه عن آبائه علي بن أبي طالب عليه السلام قال:قال رسول الله (ص): إن لله عز وجل ديكا عرفه تحت العرش ورجلاه في تخوم الأرض السابعة السفلى، إذا كان في الثلث الاخير من الليل سبح الله تعالى ذكره بصوت يسمعه كل شئ ما خلا الثقلين الجن والانس، فتصيح عند ذلك ديكة الدنيا.
امام علی بن ابی طالب گفت : خدا خروسی است که پاهایش در زمین هفتم و گردنش در زیر عرش قرار دارد…
مسند الإمام الرضا نویسنده : الشيخ عزيز الله عطاردي  جلد : 2 صفحه : 34
مشابه همین روایت با اسناد معتبر در کتب اهل سنت نیز آمده است؛ به عنوان نمونه از عایشه نقل شده است که از پیامبر اسلام شنید که ایشان می گفت :

Screen Shot 2018-08-16 at 10.56.32.png
وروى أبو الشيخ فيكتاب العظمة،بسند جيد قوي عن عائشة رضي الله تعالى عنها قالت: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (إن لله عز وجل ديكا، رجلاه تحت سبع أرضين، ورأسه قد جاوزسبع سموات.
سبل الهدى والرشاد نویسنده : الصالحي الشامي  جلد : 7  صفحه : 415
با سند عالی قوی نقل شده است که عایشه گفت : از پیامبر شنیدم که ایشان می گفت : همانا خداوند خروسی است که پاهایش در زمین هفتم قرار دارد…

که رمز ماست ایستاده مردن

IMG_CF058104E172-1.jpeg

و شعرهای غمگین و عاصی و گرگ خسته کز تفنگ نترسیده
به شبهه های من به اصل هستی به بغض بی کسیت وقت مستی
وحسرت تو را و بو کشیدن و عمق فاجعه: تو را ندیدن
رگی که سرنوشتش انسداد است و جرم تو که داد پیش باد است
همیشه انتهای قصه تلخ است و شاعری که حکم اش ارتداد است
خدای خوب و خواب تو کتابم منی خشک روی تخت خوابم
خدای خوب خشم و قتل و فتوا و گریه های من به شعر یغما
مرا بخوان به کاکتوس ماندن بمان کنار من که شعر خواندن
کنار تو به عهد با کویری که رمز ماست ایستاده مردن
بگو حدیث ما حدیث خون بود شرارتی که ناشی از جنون بود
بگو چگونه ما واندادیم بگو که مردیم و ایستادیم

خدای خوب و خواب تو کتابم منی خشک روی تخت خوابم
خدای خوبخشم و قتل و فتوا و گریه های من به شعر یغما
مرا بخوان به کاکتوس ماندن بمان کنار من که شعر خواندن
کنار تو به عهد با کویری که رمز ماست ایستاده مردن