داستان کوه ثور


عشق آدمی را هم کر و هم کور می کند و «ایمان» دقیقا همان حالت عشق را دارد و آدمی را کر و کور می کند. از این رو می بینیم که مسلمانان به هنگام گفتگو از قرآن حد اعلای راه مبالغه و افراط را در بزرگ جلوه دادن اعجاز قرآن در پیش می گیرند. مسأله معجزه بودن قرآن در قلمرو اقتدار دین و از مسائل مربوط به آن است و برای عقل و استدلال و برهان جایی باقی نمی گذارد. آنهایی که در قلمرو اعجاز قرآن قلم فرسایی کردند، همگی در قرن دوم پس از هجرت می زیسته اند و در آن دوره اثری از آزادی بیان یا عقیده وجود نداشته.
کوه ثور جایی که محمد رسول الله به آن پناه برد در جنوب مکه قرار دارد و این برخلاف جهت جغرافیایی مدینه است؟
داستان اینگونه آغاز میشود که


روزی که قریشیان در طی نشستی در دارالندوه تصمیم به کشتن دسته جمعی محمد گرفتند محمد همان روز از سوی جاسوسان عباس ابن عبدالمطلب(عموی خود ) از این تصمیم خبر دار شدو تصمیم به مهاجرت به مدینه را گرفت ،بهنگام نیمروز با خانه ابابکر رفته و تا پاسی از شب در آنجا بماند و علی را نیز آگاه کرد تاهنگا شب بر بستر او بخوابد و خود را با برد سبز محمد بپوشاند تا قریشیان گمان برند آنکه خوابیده محمد است تا وی بتواند شب هنگام با ابابکر با آسودگ خاطر از مکه خارج شود زیرا قریشیان بر این تصمیم بودند که از هر قبیله ۱ نفر برای کشتن محمد ضربتی بر او وارد کند تا خون بر گردن همگان باشد که البته اینکار باید در روز روشن و در مقابل چشم شاهدان انجام میشد پس این ادا که مخالفان محمد قصد کشتن او را شب هنگام داشتند نمیتواند صحت داشته باشد و خوابیدن علی در رختخواب محمد سبب میشود که کسانی که قصد کشتن وی را داشتند با خیال راحت تا صبح صبر کنندو هنگام خروج محمد از خانه در روز ا را بکشند و این گفته شیعیان که علی میخواست جان خود را فدای محمد کند باطل است چراکه بخوبی میدانست در هنگام خواب قصدی برای کشتن محمد نیست .از سیره ابن هشام در میابیم که محمد هنگام خروج از منزل خود ان هم از راه دیوار و نه درب به علی گفت ((از آنها به تو آزاری نخواهد رسید )) پس خطری علی را تهدید نمیکرده در ضمن علی از خوبان مردم نزد محمد بود چراکه هم پسر عمویش بود و هم داماد و دست پرورده خودش و بازوی راست محمد و دلیل اینهمه مهرورزی ایمان کور کورانه اش و اطاعت بی چون و چرا بود . آیا شما حاضرید چین شخصی را براحتی از دست بدهید که محمد اینگونه رفتار کند ؟ حلبی ۲۸/۲
❌پایان قسمت اول❌

2 نظر برای “داستان کوه ثور

  1. ادمین کیر خر تو کوس مادرت با همه طرفدارات بی ناموس ولد زنا تو میخوای با خداوند و قرآن و محمد ص در بیفتی ها مرده کونی تو گوه خوردی که این حرف خداوند هست تو قرآن که میگی دروغه بی ناموس جواب خدا چی میخوای بدی کشتن تو واجبه

    دوست داشتن

  2. نخودی:
    اقات حسین هم مثل خودت بیناموس و بد دهنه ؟؟؟ عایا؟؟؟

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s