در مورد زایش امام زمان

در باره زایش امام زمان
محمد باقر مجلسی به نقل از حسین بن حمدان در باره زایش امام زمان می گوید: هر زمانیکه حکیمه خاتون عمّه امام حسن عسکری او را دیدار می نموده، دعا میکرده است، خداوند فرزندی به او دهش کند. تا اینکه روزی امام حسن عسکری به حکیمه خاتون میگوید، عمّه آنچه تو پیوسته از خدا برای من آرزو میکردی، امشب زایش خواهد یافت.


حکیمه خاتون پرسش می کند، از چه کسی؟ امام حسن عسکری پاسخ میدهد، از نرجس، و از عمّه اش تقاضا میکند آن شب را که پانزدهم شعبان بوده، نزد آنها بماند و به جریان زایش نرجس کمک کند.
حکمیه خاتون نزد نرجس میرود، ولی اثری از بارداری در او نمی بیند.


آنگاه نزد امام حسن عسکری بازگشت میکند و جریان را با او در میان میگذارد. امام حسن عسکری لبخندی میزند و اظهار میدارد:
ما امامان مانند مردم عادی در شکمهای مادرانمان قرار نمی گیریم و از راه رحم زایش پیدا نمی کنیم، بلکه در پهلو هایمادران خود جای میگیریم و از ران راست مادرنمان خارج میشویم. زیرا ما نور الله هستیم و پلیدیها قادر نیستند نور را آلوده سازند….

3 نظر برای “در مورد زایش امام زمان

  1. دقت كردي وقتي مادرا بچه كوچيكشون ازشون ميپرسه مامان من ازكجا اومدم ميخان بچشونو گول بزنن ميگن از دهنم بيرون اومدي، بچه بيچاره تا وقتي بزرگ ميشه هـي فكر ميكنه واقعا از دهن در اومده، بعضي هام ميگن لك لك ها آوردنت برامون، اين بزرگوارم كه بچه كوچيكارو كه اسكل نكرده هيچ بلكه خواهرشو اسكل كرده ببينيد سطح فهم مردم آن زمان چقدر بوده كه باورش شده كه بچه از ران راست بيرون مياد

    دوست داشتن

  2. جنتل من به نکته خوبی اشاره کردی : یکی از مضرات جامعه ای که در ان دین با قانون و فرهنگ تار پود دارد متوجه کودکان است چرا که دین مانع آموزش و اطلاع رسانی برای کودکان است و کودکان هم از مدرسم و معلم هم از پدرو مادر دروغ و آموزشهای اشتباه میگیرند، ممنون از توجهتان

    دوست داشتن

  3. وقتی دی ن قدرت تفکر را میگیره همینه عمه حضرت رفته دیده شکم نرجس خانم بالا نیامده به امام میگه این که شکمش بالانیست امام میگه ما امام ها در پهلو هستم خب عمه خانم چشمش باباقوری داشته که ببینه پهلوی نرگس خانم زده بیرون .بعد امام میگه ما از ران دنیا میاییم که به پلیدی که همان خون ومایعات رحمی هنگام زایمان هست آلوده نشیم از چرت بودن موضوع میگذریم ولی مگه شما نمیگید که در روزعاشورا محاسن حسین با خونش رنگین شد پس محاسن او به پلیدی آدوه شد نمیشه که خون یکجا پلیدی باشه جایی دیگه عطر وگلاب اما آدمی وقتی خرد را تعطیل کرد محلی برای اندیشدن در مورد شنیده ها باقی نمیگذارد ..
    به یک نکته اساسی باید توجه کرد همه پیامبران سامی چوپان بوده اند وخواست چوپان داشتن گله ای مطیع است که او را اذیت نکند تا به هرکجا که خواست انها را هدایت کند برای همین است که در ادیان سامی اندیشیدن محلی از اِعراب ندارد و بخصوص اسلام شعارش تسلیم است ومقلد می خواهد نه محقق

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s