سركوبگري جمهوري اسلامي هر بار مردم را از اسلام دور ميكنه!

اعتراضات اخیر که در واکنش به گرانی بنزین آغاز شد، اما اکنون به روشنی دامنه‌ای به‌­مراتب گسترد­ه‌­تر پیدا کرده، بیش و پیش از هر چیز نشان می‌­دهد روندی که به‌­ویژه در اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ آشکار شد، حالا دیگر به اصلی‌­ترین مشخصه عرصه سیاست در ایران بدل شده است: تثبیت رویکرد براندازی در مقابل حل و فصل منازعات در چارچوب و مناسبات درون حاکمیتی.

دو سال پیش، هواداران جمهوری اسلامی و بقای آن، شعارهایی مانند «اصلاح­‌طلب- اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و «براندازیم» را نه در خیابان‌­ها و نه در شبکه‌­های اجتماعی جدی نگرفتند و آن را به گروهی محدود و «ربات»ها نسبت دادند.

 

تمام حوادث دو سال گذشته، اعتراض‌­های پیاپی و روزانه و فضای عمومی در شبکه‌­های اجتماعی به‌عنوان تنها مجال ظهور و بروز دیدگاه‌­ها، نادرستی این ارزیابی را نشان می‌­داد اما شاید هیچ چیز به اندازه شعارها و ابعاد ناآرامی‌­های همین چند روز گذشته نمی‌­توانست نشان دهد که الگوی حاکم برای تغییر وضعیت و تعیین مسیر آینده به‌طور بنیادین عوض شده است.

اعتراضات دو سال پیش، جغرافیای سیاسی و صف­‌بندی نیروهای سیاسی ایران را تغییر داد. تقسیم‌­بندی‌­های مجاز درون حاکمیتی کارآیی خود را از دست دادند و بی‌­اعتبار شدند و به‌جای اردوگاه­‌هایی نظیر اصلاح­‌طلب/ اصولگرا یا میانه‌­رو/تندرو، دو اردوگاه اصلی تازه جای گرفت: موافقان حفظ نظام جمهوری اسلامی و موافقان براندازی آن.

روند رویدادهای دو سال گذشته و اکنون، ظهور آن در سراسر کشور،(به گفته استاندار تهران، ۲۲ استان کشور عرصه ناآرامی و اعتراض بوده است) نشان می‌­دهد که این تغییر و تحول بنیادین، هم در سطح جامعه و هم در سطح قدرت صورت گرفته است.

به همان اندازه که در میان معترضان ناامیدی از هر ساز و کار درون حاکمیتی برای اصلاح و بهبود امور افزایش یافته، در میان جناح‌­های مختلف درون حاکمیت نیز اجماع و هم­‌سخنی برای مقابله و سرکوب اعتراضات فزونی گرفته است.

اکنون، حسن روحانی دیگر در بیرون آوردن جامه «حقوق‌­دان» و پوشیدن لباس «سرهنگ» تردیدی به خود راه نمی‌­دهد و از این نظر، خیلی راحت در کنار رقبای دیروز خود می­‌ایستد و از آنها برای «برخورد» با معترضانی که آنها را «عددی نمی­‌داند» کمک می­‌خواهد.

میانه­‌روهایی که با شعار تدبیر و امید و اعتدال آمده بودند، نه فقط به «لوله» کردن معترضان ادامه دادند، بلکه از اسلاف خود پیشی گرفتند و با قطع کامل اینترنت، تمامی شهروندان ایران را در حصر و زندان اطلاعاتی قرار داده­‌اند.

فارغ از اینکه اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸ تا چه زمانی ادامه پیدا کند و چه پیامدهایی داشته باشد، یک نکته تقریبا غیر قابل مناقشه به نظر می‌­رسد: الگوی مبارزه با جمهوری اسلامی از بنیان تغییر کرده و آنچه که مایه مرزبندی است اصل ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی است.

به سخن دیگر، موضع میانه­‌ای دیگر وجود ندارد. یا باید موافق حفظ و بقای جمهوری اسلامی بود و یا خواهان برانداختن آن و جایگزینی یک نظام سیاسی تازه­‌.

این امر، شاید مهم‌­ترین تحول گفتمانی پس از استقرار جمهوری اسلامی به حساب آید.

تقریبا برای نزدیک به چهار دهه، جمهوری اسلامی به دلایل و روش‌­های مختلف موفق شده بود گفتمانی را بر جامعه مسلط کند که براساس آن، نه تنها بهترین راه، بلکه تنها راه حل مشکلات و اعمال تغییرات برای بهبود وضعیت، اقدام به هر نوع عمل سیاسی صرفا در چارچوب قدرت مستقر و بدون خروج از محدوده‌­های مجاز جمهوری اسلامی قلمداد می‌­شد.

این گفتمان، در طول چهار دهه گذشته، نام­‌های مختلفی به خود گرفته و جلوه­‌های گوناگونی داشته است، اما فصل مشترک همه این نام‌­های متفاوت، مهار منازعات سیاسی و اجتماعی در درون نظم و مستقر بوده است.

فراگیری رویکردی که هدف نهایی‌­اش جذب، سازمان­دهی، و سرانجام کنترل و هضم رقابت­‌ها، منازعات و مخالفت‌­های نهادهای مدنی و احزاب سیاسی در قالب‌­های مجاز حکومتی است، هدف روشنی دارد: سوق دادن حتی رادیکال‌­ترین حرکت‌ها و مطالبات به سوی خواسته‌های قابل تحمل نظیر اصلاح نظام و نه تغییر آن.  

به این ترتیب، مشارکت در انتخابات حتی با وجود آزاد و عادلانه نبودن آن و محدویت گزینش از میان نامزدهای مورد تایید نظام، تاکید بر خودداری تام و تمام از هر نوع خشونت، حتی خشونت متقابل یا دفاع از خود، و ارجحیت بی شک و شبهه اصلاح نظام به جای تغییر آن، اصلی­‌ترین مولفه‌­های عمل سیاسی در دهه‌های گذشته بوده است.

اما به نظر می‌­رسد در سایه برآمدن نسلی تازه و نیز تحولات داخلی، منطقه‌­ای و بین‌­المللی از جمله سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تحریم‌­های اعمال شده، این الگو کارآیی خود را از دست داده است و تلاش برای حفظ و یا سرنگونی جمهوری اسلامی اصلی‌­ترین ویژگی الگوی جدید باشد.

پشتيباني بانو فرح پهلوي و حمايتشان از تظاهرات مردمي

www.radiofarda.com/a/30276772.html

#سرنگوني #بزنزين#تظاهرات

libertyforiran.org/fravahar/wp-content/uploads/2017/08/Khosro-Fravahar-weblog-derafsh.jpg

سكس حلال در اسلام

شیخ طوسی روایت کرده که از امام (ع) پرسیده شد، آیا فَرج همسر (تمامی فقها گفتهاند که مراد کنیز است) برای برادر شوهر حلال است؟ امام (ع) در جواب گفت: بله! (کتاب الاستبصار 3/136) در فقه شیعه این مساله در بین اکثر فقها جایز شمرده شده است، یعنی (طبق فقه شیعه،اکثرا علمای شیعه) وقتی شما (یعنی یک مسلمان) کنیزی را میخرید، میتوانید آن کنیز را به مدت یک ساعت یا دو ساعت یا هر چقدر که خواستید در اختیار برادر دینیان، قرار دهید، و برادر دینی شما، میتواند با آن کنیز سکس کند،یعنی شما میتوانید به برادر دینیتان، کنیزی را به مدت یک ساعت یا هر چند ساعت قرض دهید

آیا آتئیسم در ایران در حال گسترش است؟

کسروی

کتابهای نقد دین، از آثار کسروی گرفته تا شجاع الدین شفا و علی دشتی هنوز در بازار دستفروشی ها و به عنوان کتب ممنوعه در ایران خرید و فروش می شوند. 

موج ضدیت با مذهب رسمی در ایران البته موضوع تازه ای نیست. سال ها پیش، صادق هدایت با نوشتن کتاب هایی نظیر توپ مرواری یا کاروان اسلام، نقد تندی به باورهای دینی اسلامی وارد کرده بود. لیکن با وجود محوریت نقد دین در آثار متفکرانی نظیر کسروی یا نویسندگانی مانند هدایت، هیچ کدام از آنها آتئیست یا بی خدا به شمار نمی روند. 

آتئیسم Atheism یا در زبان فارسی بی خدایی (خدا انکاری یا خداناباوری) در معنای مصطلح آن به مفهوم انکار وجود خدای خالق یا ناظراست. نگرشی که به لحاظ تاریخی از قرن ۱۸ میلادی به این سو شکل گرفته و طیف های گوناگونی را نیز در بر می گیرد. از ندانم گراییAgnosticism و شک فلسفی در وجود خدا گرفته تا آتئیسم که اساسا وجود خدای ﻣﺎﻭﺭﺍﺀﺍﻟﻄﺒﯿﻌﻪ را رد می کند. 

بسیاری بی خدایی را محصول گسترش آزادی اندیشه و همچنین توسعه علم و تکنولوژی در دهه های اخیر می دانند و بر این باورند، فلسفه های جدید مبتنی بر اومانیسم و همچنین ظهور علم مدرن به خصوص در زیست شناسی (در قالب داروینیسم) و فیزیک و ژنتیک، به گسترش روز افزون نگرش آتئیستی در جوامع دامن زده که جامعه ایران نیز از آن مستثنا نیست. 

آتئیسم علمی در ایران

ماه قبل، پس از درگذشت استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهان‌شناس برجسته بریتانیایی، بحث های دامنه داری در شبکه های اجتماعی فارسی زبان در گرفت. محور عمده این بحث ها، غالبا دیدگاه جنجالی هاوکینگ درباره خود به خودی بودن پیدایش جهان و عدم وجود خدا بود. استیون هاوکینگ تنها دانشمندی نیست که با استقبال خداناباوران و ندانم گرایان ایرانی روبرو شده است. آثار ریچارد داوکینز، زیست شناس مشهور بریتانیایی، ﺩﻧﯿﻞ ﺩﻧﺖ، ﺳﻢ ﻫﺮﯾﺲ، ﮐﺮﯾﺴﺘﻮﻓﺮ ﻫﯿﭽﻨﺰ به گسترش روزافزون آن بخش از بی خدایی در ایران منجر شده است که می توان آن را ″آتئیسم علمی″ نامید. 

به عبارت دیگر در چنین اندیشه ای رد خدا و مذهب، نتیجه طبیعی مطالعه در فیزیک و کیهان شناسی و همچنین زیست شناسی فرگشتی و نظریه تکامل است. این نگرش به لحاظ بنیادین متفاوت از آتئیسم فلسفی است. براهین آتئیست ها و ندانم گرایان در فضای فکری فارسی زبان، اغلب ارتباطی با استدلال های فلسفی یا تاریخی و اجتماعی ندارد و به صورت عمده، برگرفته از مطالعه و تحلیل متون علمی و درک نظریات فیزیک جدید و زیست شناسی تکاملی و نظایر آن است.

بر اساس این تلقی از آتئیسم، بر خلاف برداشت های قدیمی تر از بی خدایی، دین یک پدیده مضر و خطرناک برای صلح و آینده بشریت است و نه تنها نباید تحمل شود بلکه باید در کشاکش بحث با دینداران، مورد انتقاد قرار گرفته و با استناد به علم و استدلال منطقی افشا شود. از دید آتئیسم علمی و بی خدایی نو، تاکید دین روی مفهوم ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺍﻟﻬﯽ، اندیشه ویرانگری است که حاصلی جز جزم اندیشی و تعصب و دگماتیسم ندارد و تجربه تاریخ بشر نیز نشان داده که بسیاری از جنگ ها و کشتارها در سراسر جهان، منشاء دینی داشته و اینک بشر با رد دین و جایگزینی آن با علم می تواند به صلح پایدار دست یابد.

ایران
فیلیپ کرینبروک ، استاد ایران شناسی دانشگاه گوتینگن معتقد است که ارائه نسخه ای از دین بر پایه بمباران تبلیغاتی و پروپاگاندای شبانه روزی، بسیاری از ایرانیان را از اسلام دور کرده است.

آتئیست های ایرانی کجا هستند؟

ارائه آماری دقیق از تعداد آتئیست ها و ندانم گرایان در کشورهای اسلامی به خصوص ایران چندان ساده نیست. گزارش سالانه آزادی اندیشه که از سوی اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا IHE منتشر شده نشان می دهد چه خطرات و قوانین کیفری و مقرارت محدود کننده ای برای خداناباوران در کشورهای مختلف جهان وجود دارد. 

در این بین، ایران از جمله هفت کشوری است که آتئیسم در آن بر اساس این گزارش با خطر مجازات مرگ روبروست. بنابراین تعجبی ندارد که هیچ آمار دقیقی از تعداد بی خدایان در جامعه ایرانی وجود نداشته باشد. ضمن اینکه توصیف آتئیسم و بی خدایی و مرزبندی آن با باور سکولار یا حتی بی دینی به سادگی ممکن نیست. بسیاری از افراد خود را بی دین معرفی می کنند اما خود را آتئیست نمی دانند و برخی نیز موقعیت خود را جایی میان خداناباوری و ندانم گرایی ارزیابی می کنند.

آیه شخصی برای محمد (اختلاف زناشویی)


قرآن .سوره نور . آیه ۱۴:
و اگر فضل و رحمت الله در دنیا و عقبی شامل مومنان نبود به مجرد خوض در
اینگونه سخنان بشما عذاب سخت می رسید.
قرآن .سوره نور . آیه ۱۵:
زیرا شما آن سخنان (دروغ) منافقان از زبان یکدیگر تلقی کرده حرفی به زبان میگویید که علم به آن ندارید و این کار سهل و کوچک میپندارید در
صورتیکه نزد الله گناهی بسیار بزرگ است.
قرآن .سوره نور . آیه ۱۶:
چرا به محض شنیدن این سخن نگفتید که هرگز ما را تکلم به این روا نیست. پاک الله این بهتان بزرگ و تهمت محض است.
قرآن .سوره نور . آیه ۱۹:
آنانکه (چون عبدالله بن ابی سلول و غیر او) دوست میدارند که در میان اهل ایمان کار منکری را اشاعه و شهرت دهند آنها را در دنیا و آخرت عذاب دردناک خواهد بود و الله میداند و شما نمیدانید.

اولــین دروغ یــک مـسلـمان


أشهـد أن لا إله الا الله .. اشهـد ان محمد رسـول الله…
شهادت میدهم که هیچ خدایی بجز الله نیست
شهادت میدهم که محمّد فرستاده الله است
یکی از دروغ ها و مغلطه گفتاری آشکار در دین اسلام همین عبارت معروف و آشنای بالاست.
عمل شهادت دادن در اسلام , خود دارای شرایط خاصی است که وجود چند شخص را طلب میکند،
گاهأ خود فرد رأسأ مجاز است بجای چند تن سوگند یاد کند…
شهادت دادن زن ها که خود دارای حکایت دیگری است که غالبأ فاقد صفات اعتبار است.
پرسش اینجا است مگر نه این است که شخص باید وقوع أمر یا چیزی که بر آن شاهد گشته است را به چشم دیده باشد ؟
آیا شهادت بر أمری که اطمینان بر آن حاصل نگشته است شهادتی کذب و ناراست نیست ؟
یک نو مسلمان از کجا به این حد از اطمینان دست یافته است که خدایی بجز از الله دارای وجود و اعتبار نیست ؟
آیا برای رسیدن به نقطهء اطمینان نباید از شاهراه شک گذشت ؟
تصور کنید بر روی نیمکتی نوشته شده است رنگی نشوید و این نوشتهء مزبور متعلق به چندین روز پیشتر باشد، 
آیا باز هم برای اطمینان خاطر انگشت اشارتی نباید بر آن کشیدو بعد روی آن نشست ؟
راه ورود در دین اسلام برای افراد بالغ در ابتدای کار , ادای شهادت است و شخص نو مسلمان با اختیار و یا با اجبار اولین دروغ خود را با ادای این امر مرتکب خواهد گشت.
جالب اینجاست که پس از انجام این عمل، راه خروجی دیگر برای برگشت بدونه خطرکشته شدن جهت برون رفت از این دروغ بزرگ بر زبان رانده شده وجود ندارد.
ناگفته نماند که موارد مطرح شده در بالا شامل حال کودکان و خردسالان متولد از یک پدر و مادر مسلمان نمی شود و آنها بدونه اینکه حتی آگاه باشند و بدانند و یا حقی برای انتخاب و تحقیق بعدی داشته باشند شهادتین در گوششان خوانده میشود و مهر مسلمان بودن بر پیشانی شان از بدو تولد تا لحظه مرگ زده شده است.
اسلام ناب محمّدی به مانند یک ساختمان و بنائیست که برای آن فقط یک در ورودی پیش بینی شده و دارای هیچ پنجره و درخروجی برای نفس کشیدن و یا خارج شدن از آن نیست…