اعتراض به استبداد مذهبی و مشکلات اقتصادی به دیگر شهرهای ایران سرایت کرد

خبرها و گزارش های تصویری پراکنده در شبکه های اجتماعی حاکی از آن است که برغم تدابیر شدید امنیتی اعتراض ها و تظاهرات عمومی علیه فقر و گرانی و استبداد مذهبی در ایران به سرعت به دیگر شهرهای ایران از جمله کرمانشاه سرایت کرده است. در کرمانشاه، شیراز و برخی دیگر شهرها تظاهرکنندگان در شعارهایشان خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده اند و مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله خامنه ای را هدف اعتراض های خود قرار داده اند.

آنان از جمله در شعارهایشان گفته اند : «ملت گدایی می کند، آقا خدایی می کند» یا «ملت گدایی می کند، آخوند خدایی می کند»، «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن»، «یا مرگ یا آزادی»، «پلیس برو دزد را بگیر».

رسانه های دانشجویی در داخل کشور بعضاً نوشته اند که حکومت عملاً در برخی شهرها از جمله تبریز، کرمان و تهران وضعیتی مشابه حکومت نظامی ایجاد کرده است و با مستقر کردن پلیس ضدشورش در میدان ها و معابر عمومی می کوشد مانع از برگزاری تجمعات اعتراضی مردم بشود.

با این حال، تجمعات اعتراضی امروز در بسیاری از دیگر از شهرهای کشور از جمله قوچان، قم، رشت، اصفهان، خرم آباد برگزار شد. شرکت کنندگان در تظاهرات بعضاً از نیروی انتظامی می خواستند که به صفوف تظاهرکنندگان بپیوندند.

در این حال، دادستان مشهد، حسن حیدری، گفته است که دست کم ۵٢ نفر در جریان اعتراض های خیابانی روز پنجشنبه در این شهر دستگیر شده اند. او افزوده است که علت این دستگیری ها شعارهای به گفتۀ او «ساختارشکنانه» و «تُند» علیه نظام اسلامی است که از سوی تظاهرکنندگان سر داده شد.

در روز داروین چه گذشت؟

درود به همگی. خب نزدیک به یک هفته از روز داروین گذشته؛ و من نتونستم همه برنامه هام رو تا قبل از سالروز تولد داروین پیاده کنم. ببخشید برای این دیرکرد. امیدوارم در روز فرگشت (۳ آذر سال آینده) که ۱۵۰ امین سالگرد انتشار کتاب منشا گونه هاست جبران کنم! حتما توجه دارید که سال ۲۰۰۹ میلادی؛ در واقع سال داروین هست؛ و از دو جهت حائز اهمیت:

۱. ۲۰۰ امین سالگرد تولد چارلز داروین طراح نظریه فرگشت.

۲. ۱۵۰ امین سالگرد انتشار نظریه او در کتاب منشا گونه ها.

پس چه خوبه که از این فرصت استفاده کنیم و در طول سال بیشتر در مورد داروین حرف بزنیم و بیشتر در مورد فرگشت یاد بگیریم.

d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986

اما بیایید ببینیم در روز داروین چه گذشت؟! من خودم این چند روزه مشغول بودم و تازه الان چند ساعته که دارم برنامه های روز داروین رو مرور می‌کنم. عالی بوده!!! 😀 اگر از برنامه های زنده در موزه ها و دانشگاه ها بگذریم؛ نگران نباشید، چیزی زیادی از دست نداده‌ایم! اکثر برنامه های جالب روز داروین هنوز روی اینترنت موجود است که بهترین هایش در این پست معرفی خواهد شد. ولی ابتدا بگذارید مروری داشته باشیم روی برنامه‌های برگزارشده در روز داروین.

به گزارش بی‌بی‌سی در ۲۴ بهمن: «امروز مردم ۴۵ کشور جهان برای قدردانی از داروین، در قالب بیش از ۶۷۰ برنامه مختلف از جمله سخنرانی، فستیوال، همایش و مسابقه های متنوع، دویستمین سالروز تولد او و صدوپنجاهمین سالگرد انتشار مهم ترین کتابش را جشن می گیرند، ولی آیا موج بزرگداشت داروین به ایران هم رسیده است؟» کاوه فیضل اللهی مساله را چنین عنوان می‌کند: «در حال حاضر رویکرد نهادهایی مانند وزارت ارشاد که مجوز کتاب و نشریه را در ایران صادر می کند و ستادهای مربوط به برنامه ریزی آموزشی در بخش آموزش عالی، نادیده گرفتن علم تکامل و پاک کردن مساله است و هیچ یک از آثار علمی عامه فهم مشهور دنیا از نویسنده هایی مانند داوکینز، گولد، کارول، دوال، روس، مایر و خیلی های دیگر به فارسی ترجمه نشده است و مستندهای مربوطه هم از صدا و سیما پخش نمی شود.» وی همچنین اذعام کرد: «می توان اسم دوره اخیر را دوره سکوت گذاشت، چون تلاش می شود با پاک کردن صورت مساله، آن را نادیده بگیرند، ولی نظریه تکامل چارچوب نظری و شالوده کل علوم زیستی است.» (تاکیدها از من)

دوستان ما جوانان این مملکت باید این دوره سکوت را بشکنیم! فرگشت داروینی یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی نوع بشر در این سیاره است. اگر طرز به وجود آمدن خودمان برایمان مهم نباشد، واقعا چه چیزی می‌تواند برایمان مهم باشد؟!! داروین و ایده خطرناکش مهمند. 8)

در روز داروین، بسیاری از دانشگاه‌های جهان از جمله دانشگاه‌های هاروارد، کمبریج، اِم‌آی‌تی، برکلی، پنسیلوانیا و… برنامه‌های ویژه‌ای داشته‌اند. و البته موزه‌ها و مراکز علمی-فرهنگی نیز بسیار فعال بوده‌اند. موزه علوم طبیعی در لندن، برگزارکننده یکی از بزرگترین این مراسم بوده که به پخش فیلم و سخنرانی پرداخته‌ است. گویا در این جشن از مهمانان با کیک تولد و یک نوع سوپ نخودفرنگی که مطابق با دستور پخت زن داروین، اِما، آماده شده بوده پذیرایی کرده‌اند!

چارلز داروین بر روی تمبر و اسکناس

و اما اینترنت! سایت‌های مجلات و سازمان‌های مشهور، صفحات جالبی در بزرگداشت داروین تهیه کرده‌اند. برخی از این سایت‌ها با استفاده از جلوه های صوتی تصویری، آموختن درباره داروین و فرگشت را بسیار جذاب کرده‌اند!  اکثر اینها به زبان انگلیسی ساده هستند. اگر هم نخواستید دقیق شوید؛ یک مرور کلی داشته باشید. جالبند.

بی‌بی‌سی: در بخش مخصوص داروین، برنامه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی برای روز داروین و کلا سال داروین در نظر گرفته است. برای نمونه برنامه گالاپاگوس داروین از ویژه برنامه‌های داروینی بی‌بی‌سی است که معرفی شده است. یا خانه داروین در کنت. جالب است که تمام اسباب اثاثیه منزل داروین مرتب و دست نخورده باقی مانده‌اند! (bbc.com/darwin)

نشنال جئوگرافیک: در سایت کانال نشنال جئوگرافیک، می‌توانید مستند جدیدی که در مورد داروین ساخته شده به صورت تکه تکه ببینید. برنامه بسیار جالبی است که توسط ریچارد داوکینزبا زبان بسیار سلیس و گویایش ارائه شده! من که خیلی لذت بردم. (قسمت آخر آن برایم جالب بود! عجیبه که چه طور کانال معتبری چون نشنال جئوگرافیک در برنامه ویژه علمی گذاشته که داوکینز در مورد احتمال وجود خدا هم حرفش را بزنه!  🙂 ایول! ) مجله نشنال جئوگرافیک هم مقاله جالبی به این مناسبت دارد. (natgeotv.com.darwin)

ساینتیفیک امریکن: داروین عکس روی جلد ماه ژانویه این مجله خوشنام بود. بخش جالبیدرباره داروین بر روی سایت قرار گرفته‌است. همچنین دیدن بخش فرگشت سایت مجله خالی از لطف نیست. پادکست ۲۳ بهمن ساینتیفیک امریکن هم به روز داروین پرداخته است. در این پادکست با یکی از نوادگان داروین به اسم متیو چپمن گقتگو شده است. (شجره نامه خانواده داروین در ویکی‌پدیا) در حال حاضر این مقاله یکی از پربازدیدترین بخش‌های سایت است. البته مقاله بیشتر در مورد زندگینامه داروین است. بحث‌هایی هم در قسمت کامنت درگرفته که جالب است!

مجله علمی فوکس: این مطالب جالب را از دست ندهید! (این مجله مورد علاقه من است!) ابتدا باید کمی صبر کنید تا فلش لود شود. سپس می‌توانید آن را ورق بزنید. پیشنهاد می‌شود که در بالای صفحه سمت چپ روی آپشن کلیک کنید و کل این مطالب را در قالب یک فایل زیپ دانلود کنید. با این کار هر وقت که خواستید می‌توانید آن را به طور آفلاین مطالعه کنید.

از دیگر سایت‌های جالبی که روز داروین را پوشش دادند می‌توان اینها را نام برد: مجله ساینس، بریتانیکا، نیویورک تایمز، فوربس، دیسکاوری، ژورنال پژشکی لنست، ژنوم، مجله دیسکاور،  و… در واقع فکر نمی‌کنم سایت علمی یا خبری به زبان انگلیسی (و بسیاری دیگر زبان‌ها) وجود داشته باشد که در مورد روز داروین چیزی ننوشته باشد. ولی متاسفانه در وب فارسی…!

daafd988daafd984-d8afd8b1-d8b1d988d8b2-d8afd8a7d8b1d988db8cd986البته سایت‌های بسیار دیگری هم روز داروین را گرامی داشتند. در سایت‌های اجتماعی هم موضوع داروین داغ بود. مثلا در فیس بوک گروه  «۲۰۰ هزار نفر برای ۲۰۰ امین سالگرد» توانست در کمتر از دو هفته  بیش از ۲۰۰ هزار نفر عضو جمع کند. در این لینک هم چندین متن کوتاه و کم حجم پی‌دی‌اف برای دانلود وجود دارد. همچنین بد نیست آی کیوی داروینی خود را امتحان کنید! تا ببینید چه قدر در مورد او می‌دانید. (برای من شد ۸۹٪) راستی گوگل هم در روز داروین لوگوی خود را تغییر داد! در این لوگو از عناصر طبیعت که مورد علاقه داروین بودند استفاده شده است. سهره های جزیره گالاپاگوس در این لوگو نشان داده شده‌اند که تاثیر به سزایی در طرح نظریه فرگشت توسط داروین داشته‌اند.

مروری بر کتاب پندار خدا (توهم خدا)

اخیرا کتاب «پندارِ خدا» (توهم خدا) نوشته ی زیست شناس و نویسنده ی انگلیسی، ریچارد داوکینز منتشر شد. داوکینز از شارحان برجسته ی داروینیسم و از منتقدان نامبردار دین است. “پندار خدا”  در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در رده ی دوم کتاب های پرفروش آمازون قرار گرفت. او در این کتاب با نثر گیرای خود  اندیشه هایش در مورد دین و ایمان دینی را گردآوری و تشریح کرده است. در این نوشتار مرور مختصری بر محتوای این کتاب خواهیم داشت. [۱]

دانلود ترجمه فارسی کتاب از ا. فرزام

در مقدمه ی “پندار خدا”، داوکینز چهار پیام اصلیِ “آگاهی بخش” کتاب را چنین بیان می کند:

بیخدایان [اتئیست ها] می توانند زندگی شاد، سرشار، متعادل، و از لحاظ فکری پرباری داشته باشند.

انتخاب طبیعی و دیگر نظریه های علمی بهتر از “فرضیه ی وجود خدا” به کار تبیین جهان جانداران و چه بسا کل کیهان می آیند.

نباید کودکان را به کیش والدین شان دانست و بر آنها برچسب دین خاصی زد. اصطلاحاتی مثل “بچه کاتولیک” یا “بچه مسلمان” باید منزجرکننده محسوب شوند.

بیخدایان باید به بیخدایی خود مفتخر باشند، نه شرمنده. زیرا بیخدایی فرد نشانه ی صحت و استقلال ذهن اوست.

داوکینز می نویسد که ایمان دینی، دست کم به تعبیر متعارف آن، یک “پندار” است: باور کاذبی است که در برابر تمام شواهد خلاف خود سخت جانی می کند. او با این نظر رابرت پیرسینگ همنوا می شود که “هنگامی که یک نفر دچار پندار می شود، دیوانه اش می گویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک پندار می شوند، مؤمن شان می خوانند.”

یک کافر عمیقاً دیندار

او فصل اول کتابش را با توضیح این نکته آغاز می کند که بسیاری از مفسران شور و شوق او به علم را هم چون نوعی ایمان دینی می یابند. اما می پرسد “آیا دین کلمه ی مناسبی برای این شوق است؟” و می افزاید این حیرت احترام آمیز در برابر پیچیدگی طبیعت، اساس نگرشی است که می توان آن را “دین اینشتینی” خواند، چون اینشتین واژه ی “خدا” را به عنوان استعاره ای برای طبیعت و سرشت رازآمیز کیهان به کار می برد. اما داوکینز متأسف است که  بسیاری از دانشمندان “خدا” را به این معنای استعاریِ همه-خداانگارانه [وحدت وجودی، پانتئیستی] و شاعرانه استعمال می کنند، و همین سبب سردرگمی های فراوان می شود.

داوکینز تأکید می کند که نقد او به خداباوری، متوجه باور به “خالقی  فراطبیعی است که ‘شایسته ی پرستش باشد’. ” البته او  نگرش اینشتینی را محترم می شمارد، اما هیچ حرمتی برای  ادیان سنتی قائل نیست. به نظر داوکینز، ادیان در برابر انتقاد مصونیتی یافته اند که شایستگی اش را ندارند. او این دیدگاه اش را با نقل قول از داگلاس آدامز شرح می دهد:

“دین ایده های خاصی در بطن خود دارد که مقدسات، یا محرمات یا مانند آن نامیده می شوند. و معنای مقدس و محرم بودن شان این است که ‘شما نباید یک کلمه حرف بد در مورد این ایده ها یا انگاره ها بزنید. مبادا چنین کنید. چرا نباید؟ چون که نباید. اگر کسی به حزبی رأی دهد که شما مخالف آن باشید، هرقدر بخواهید می توانید به او انتقاد کنید، بی آن که کسی برنجد. … اما در مورد دین، اگر کسی بگوید به لحاظ شرعی ‘من نباید یکشنبه ها چراغی روشن کنم’، شما صرفاً باید گویید ‘ به اعتقادتان احترام می گذارم‘.

داوکینز در ادامه چندین مثال دیگر مطرح می کند، که در آنها به دین موقعیتی استثنایی اعطا شده است، مواردی مانند قبول عذر کسانی که به خاطر ‘عذر شرعی’ از خدمت سربازی خودداری می کنند، استفاده از تعبیرهای “خوشایندگو” در مورد مجادلات مذهبی، معافیت های گوناگون مالیاتی برای فعالیت های مذهبی، و بلوای کاریکاتورهای محمد.

فرضیه ی وجود خدا

فصل دوم کتاب با تشریح یهوه، خدای عهد عتیق آغاز می شود که “می توان گفت نامطبوع ترین شخصیت داستانی دنیا است: حسود است و به حسادت خود افتخار می کند، هیولای بی انصافِ کوردلی است. انتقام جوی خونخواری است که پاکسازی قومی می کند، زن ستیز است و از همجنس گرایان نفرت دارد. کودک کشی و نسل کشی و پسرکشی می کند، قدرت پرستی است که طاعون می فرستد. سادومازوخیستی است بدنهاد و بالهوس و ستمکار.”

در ادامه چنین استدلال می کند که فرضیه ی وجود خدا (”اینکه موجود فراطبیعیِ فراانسانی هوشمندی هست که به اراده ی خود دنیا و مافیها، از جمله خود ما، را طراحی و خلق کرده است”) یک نظریه ی علمی درباره ی جهان است. نظریه ای که باید با همان شکاکیتی بدان پرداخت که به نظریه های دیگر می پردازیم. به همین دلیل داوکینز استدلال می کند که با استفاده از مفهوم تعالیم ناهمپوشان[۲][دین و علم را حیطه هایی جداگانه انگاشتن] که  استفن جِی گولد پیش نهاده، نمی توان الاهیات را از انتقاد مصون داشت.  داوکینز مخالف اگنوستیسیم [لاادری گری] بی طرفانه  است که می گوید  در مورد احتمال وجود خدا هیچ اظهارنظری نمی توان کرد. به علاوه او با پیروی از برتراند راسل  استدلال می کند که گرچه “نمی توانید عدم وجود خدا را ثابت کنید”، اما عدم وجود قوری پرنده را هم نمی توانید ثابت کنید، و هکذا  عدم وجود تک شاخ، هیولای اسپاگتی پرنده، و کرم دندان را  هم نمی توانید ثابت کنید.  بنابراین، ناتوانی در اثبات عدم وجود خدا هیچ دلیلی برای باور به وجود آن نیست، بلکه، به نظر داوکینز، زحمت اثبات همواره بر دوش مدعی وجود خداست.

برهان های وجود خدا

در فصل سوم، داوکینز به برهان های اصلی مدافع وجود خدا می پردازد. او ‘پنج اثبات’ توماس آکویناس را مورد بحث قرار می دهد و استدلال می کند که سه برهان نخست آن به دور باطل می انجامند و “به هیچ وجه معلوم نیست که بتوان با توسل به مفهوم خدا به طور طبیعی به این سیر قهقرایی خاتمه داد.” او پیشنهاد می کند که برهان چهارم آکویناس (برهان مراتب) به مانند ایراد ثقیلی[۳]از یک ” یک متفرعن متعفن بی همتا” احمقانه است. او برهان پنجم را، که ‘برهان صُنع’ باشد، به فصل بعد موکول می کند که در آن به تشریح نظریه ی فرگشت [تکامل] می پردازد و توسط آن برهان صُنع را رد می کند.

او ‘برهان هستی شناسیک’ [برهان وجودی، برهان واجب الوجود]  آنسلم قدیس را “به زبان کوچه و بازار” برمی گرداند و اساساً با اتکا به همان ایراد کلاسیک کانت[۴]این برهان را نیز رد می کند. او ‘برهان زیبایی’ را هم با این استدلال که “این برهان توسط مدافعانش تصریح و تدقیق نشده” رد می کند. درباره ی ‘برهان  تجربه ی شخصی’، داوکینز یادآور می شود که برخی از این تجارب ناشی از توهمات اند، و چه بسا همگی زاده ی پندار باشند. در مورد ‘برهان اعجاز اناجیل’ او معتقد است که انجیل ها “افسانه های باستانی” هستند. درباره ی ‘برهان دانشمندان دیندار’ خاطرنشان می کند که چنین دانشمندانی در اقلیت هستند. در نقد برهان ‘قمارباز پاسکال’، او این فرض را به چالش می گیرد که کسی ایمان بیاورد، و خدا هم او  را به صرف ایمانش پاداش دهد و نه به خاطر فضایل یا حقیقت جویی او. داوکینز می پرسد: “آیا خدا نباید شکاکیت شجاعانه ی راسل را بیش از قماربازی منفعت طلبانه ی پاسکال ارج نهد؟” در پایان فصل، داوکینز به ‘برهان های بایسی’[۵]می پردازد که کسانی مانند استفن آنوین پیش می نهند و احتجاج می کند که این برهان ها “نعل وارونه می زنند”.

چرا به احتمال قریب به یقین خدایی وجود ندارد؟

در فصل چهارم، داوکینز به شرح تکامل توسط انتخاب طبیعی می پردازد تا نادرستی برهان صُنع را نشان دهد.  او استدلال می کند که توضیح وجود خالق عالم  سخت تر از توضیح  پدیده هایی است که قرار است با فرض وجود چنان خالقی تبیین شوند. داوکینز منظور خود را با این تمثیل بیان می کند که هر نظریه ای در مورد وجود کیهان باید همچون “جرثقال انتخاب طبیعی” باشد و نه “قلاب فضایی” خلقت که فقط مسئله را معلق می سازد.  او برهان نامحتملی وجود خدا را به کار می گیرد، و با طرح اصطلاح “گشایش بوئینگ ۷۴۷ غائی”  استدلال می کند که “خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد” زیرا “هر قدر ایجاد  باشنده ای از حیث آماری بعید باشد،  وجود صانع آن باشنده نیز دست کم همان قدر بعید است. خدا بوئینگ ۷۴۷ غائی است.”

“بوئینگ ۷۴۷” اشاره ایست به جمله ی فِرِد هویل که گفته بود “احتمال ایجاد حیات بر زمین بیش از این احتمال  نیست که تندبادی بر یک انبار اوراقی بوزد و از آن قراضه ها یک بوئینگ ۷۴۷ بسازد.” ایراد  داوکینز به این مدعا این است که ” این مدعی مقدمات انتخاب طبیعی را هم نمی داند.”  یک درونمایه ی عام در کتاب داوکینز این است که سبب تکامل حیات، انتخاب طبیعی بوده نه بخت و اقبال، و پیچیدگی خیره کننده ی جانداران شاهدی بر وجود یک یا چند خالق نیست.  سپس تر، او با ذکر نمونه هایی  از موارد ظاهراً طراحی شده استدلال خود را پی می گیرد. در پایان فصل نتیجه می گیرد که  گشایش “۷۴۷ غائی” برهانی کاملاً قوی علیه وجود خداست، و هنوز چشم انتظار است تا ” پس از دعوت ها و فرصت های فراوان، بالأخره  الاهیدانی یافت شود که پاسخی قانع کننده به این برهان بدهد.” و سپس از دَن دِنِت فیلسوف نقل قول می کند که این برهان را “ردّی ردناپذیر” بر وجود خدا می خواند که از دو قرن پیش مطرح است.

ریشه های دین

در فصل پنجم داوکینز به بحث ریشه های دین و به این پرسش می پردازد که  چرا ادیان در همه ی فرهنگ های بشری وجود دارند. او حامی “این نظریه است که دین یک محصول جانبی[۶]تصادفی – یک کجروی در چیزی سودمند بوده” است و گمان می کند که چه بسا نظریه ی ‘مِم ها’[۷]، و به ویژه  استعداد آدمیان برای پذیرش مِم های دینی،  بتواند توضیح دهد که چرا دین می تواند مانند “ویروس ذهنی” چنین در میان جوامع شایع شود.

ریشه های اخلاق: چرا ما خوب هستیم؟

در فصل ۶، داوکینز توجه خود را معطوف اخلاقیات می کند، و استدلال می کند که  ما برای خوب بودن نیازی به دین نداریم.  در عوض، به باور او اخلاق ما منشاءی داروینی دارد: ژن های دگرخواه[۸]در خلال فرآیند تکامل انتخاب شده اند، و ما به طور طبیعی واجد نوع دوستی هستیم.

کتاب ‘خوب’ و تغییر zeitgeist اخلاقی

مضمون فصل هفتم نیز اخلاقیات است، و در آن احتجاج می شود که یک Zeitgeist [روح زمانه] اخلاقی هست که در جوامع تکامل می یابد. روح جهانی اغلب در تعارض با اخلاقیات دینی است، که به نظر داوکینز عمدتاً محقر و ددمنشانه هستند. او نمونه هایی از اخلاقیات انجیلی را ذکر می کند تا آن چه را که بربریت بیشتر اخلاقیات دینی می داند، نشان دهد.

اشکال کار دین کجاست؟  این همه دشمنی چرا؟

سپس، در فصل هشتم، داوکینز به این پرسش پاسخ می دهد که چرا چنین احساسات خصمانه ای نسبت به دین دارد. او با ذکر مثال هایی استدلال می کند که دین بر سر راه علم مانع تراشی می کند، تعصب را تقویت می کند، تنگ نظری نسبت به همجنس گرایان را تشویق می کند، و اثرات منفی دیگری نیز بر جامعه دارد. مثلاً واعظان مسیحی جنوب آمریکا  بردگی سیاهان را  با رجوع به انجیل توجیه می کنند، به این ترتیب که سیاهان را از نسل فرزندان گناهکار ابراهیم می دانند.  در خلال جنگ های صلیبی، “کافران” و “مشرکان” ی را  که به مسیحیت نمی گرویدند می کشتند،  و نمونه های دیگر.

کودکی، سوءاستفاده، و گریز از دین

فصل نهم کتاب به این بحث اختصاص یافته که یک زیان دیگر دین ، تلقین ایدئولوژی و تعصب به کودکان است.  به اعتقاد داوکینز تعلیم آموزه های دینی در مدارس مذهبی به کودکان، به مثابه“سوءاستفاده ی ذهنی” والدین از کودکان است. او از مردم می خواهد که هرگاه کسی از “بچه مسلمان” یا “بچه کاتولیک” صحبت کرد، رو در هم کشند، و از خود بپرسند چطور یک کودک را می توان چنان رشدیافته تلقی کرد که بتواند دیدگاه های مستقلی در مورد کیهان و جایگاه انسان در آن داشته باشد. او بر سبیل قیاس این پرسش را پیش می نهد که چطور می توان از “بچه مارکسیست” یا “بچه سلطنت طلب” سخن گفت؟

یک خلاء ناگزیر

در فصل پایانی داوکینز این پرسش را مطرح می کند که آیا دین، به رغم تمام مشکلات اش پرکننده ی “یک خلاء ناگزیر” است؟ آیا مردم برای هدایت و تسلی محتاج دین هستند؟ به نظر داوکینز، این خلاء ها را می توان  به شیوه های غیردینی مانند آموزش فلسفه و علم پر کرد. او احتجاج می کند که برخلاف جهانبینی بیخدا که بسی به  زندگی آری-گوست، “پاسخ های” دین به رازهای زندگی کاملاً از این مهم قاصر اند.

ضمیمه ی کتاب

مخاطب ضمیمه ی کتاب کسانی هستند که ” برای رهایی از دین نیازمند یاری” هستند.


[۱] این متن برگرفته از دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا [Wikipedia] است. بسیاری از ایده های کتاب “پندار خدا”  پیش تر در مقالات داوکینز مطرح شده اند. ترجمه ی فارسی برخی از این مقالات مانند “نامحتملی وجود خدا”، “ویروس های ذهن”، “نسبت دینداران با علم” و … را می توانید در سایت های ریچارد داوکینز فارسی و ایران سکولار بیابید.

[۲] non-overlapping magisterial

[۳] overload objection

[۴] به  نظر  کانت خطای برهان هستی شناسیک این است که ‘بودن’ از زمره ی صفات ‘باشنده’  نیست. پس نمی توان گفت باشنده ای که بنا به تعریف کمال صفات را داراست ناگزیر باید ‘باشد’ (وجود داشته باشد).

[۵] Bayesian

بایسیَن ها یا سوبژکتیویست ها  معتقد اند که باورهای عقلانی کاملاً  تابع قوانین  شرطی احتمالات هستند. در این رویکرد، یک فرضیه با احراز احتمال صدق هر داده ای تأیید می شود.

[۶] by-product

[۷] Memes

مم معادل فرهنگی ژن است و  ایده ای را مِم گویند که در فرهنگ بشری از نسلی به نسل بعد منتقل می شوند. این اصطلاح نخستین بار توسط داوکینز در کتاب “ژن خودخواه” مطرح شد.  مقصود داوکینز از جعل اصطلاح مِم طرح  این فرضیه آن بود که نوع بشر دارای سازوکارهایی انتخابی است که بقیه ی گونه های جانداران فاقد آنند. یعنی نوع بشر علاوه بر ژن ها، مِم های خود را هم به نسل های بعد منتقل کند، تا با استفاده از این مِم ها سازگاری منعطف تری با محیط خود بیابد. از نمونه های مِم ها می توان  به ایده ی وجود خدا، یا دستاوردهای  فناوری اشاره کرد. همان طور که در فرآیند انتخاب طبیعی برخی  ژن هایی به وجود می آیند و برخی از میان می روند، در انتخاب ممتیک هم مِم هایی که شرایط مساعدتری برای بقا دارند، عمر و دوام طولانی تری می یابند.

[۸] altruist

ترجمه و گردآوری: امیرغلامی (ایران سکولار)

دانلود کتاب خدا بزرگ نیست

via دانلود کتاب ممنوعه خدا بزرگ نیست

دانلود کتاب فلسفه هستی و منشا خلقت

via دانلود جلد اول کتاب ممنوعه فلسفه هستی و منشا خلقت

سیمین بهبهانی ▼

◆ من اگر کافر و بی‌دین و خرابم؛ به تو چه ؟

◇ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من ؟

◇ من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر غرق نمازی ٬چه کسی گفت چرا ؟

◇ من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش

◇ من اگر مستحق خشم و عتابم؛ به تو چه ؟

◆ دنیا گر چه سراب است به گفتار شما

◇ من به جِد طالب این کهنه سرابم؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص!

◇ و من ار رایحه‌ی مثل گلابم؛ به تو چه ؟

◆ من اگر ریش٬ سه تیغ کرده ام از بهر ادب

◇ و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر جرعه‌خور باده‌ی کوثر هستی!

◇ من اگر دُردکش باده‌ی نابم ؛ به تو چه ؟

◆ تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش!

◇ من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه ؟

◆ تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان

◇ من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه ؟